یعنی چه
«پای طاق» در معماری به محل اتصال قوس و طاق به زمین یا پایهٔ ستون (نقطه نشیمن طاق) گفته میشود. همچنین در لغت به معنای فضا و محوطهٔ پایین یا زیر یک سقف قوسیشکل، طاق یا ایوان است. در اسناد تاریخی این واژه نام موضعی در مغولستان بوده و در جغرافیای امروز ایران نیز نام روستایی در شهرستان بافت استان کرمان است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «پای» (با کسرهٔ اضافه) و «طاق» تشکیل شده و به صورت «پایِ طاق» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل با توجه به تعداد حروف مشخص میشود. کلمه «پای طاق» دقیقاً ۶ حرف دارد. از پاسخهای مشابه دیگر میتوان به «پایه طاق» یا «زیر طاق» اشاره کرد.
به انگلیسی
در متون تخصصی معماری از اصطلاحات شالوده و نقطه شروع قوس استفاده میشود و در مفهوم فضایی به زیر طاق اشاره دارد.
به عربی
در زبان عربی برای توصیف این بخش از سازه یا موقعیت مکانی آن، از کلمات مربوط به قوس و عقد (طاق) استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و واژههای جایگزین فارسی آن شامل پایهٔ طاق، بنِ طاق، شالودهٔ طاق، زیر طاق و پای ایوان است که همگی به بخش پایینی یا حریم زیرین یک سازه منحنی اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل پای طاق
واژه ترکیبی «پای طاق» یک اصطلاح کاربردی و توصیفی در معماری سنتی ایرانی است که به نقطهٔ اتصال، نشیمن یا شالودهٔ یک سقف قوسیشکل به دیوار و ستونهای نگهدارنده اشاره دارد. این واژه به لحاظ لغوی شفاف است و از دو جزء «پا» (ریشه ایران باستان) و «طاق» (معرب واژه پارسی تاگ) تشکیل شده است که در کنار هم مفهوم پای بست و ایستایی سازه را تداعی میکنند.
علاوه بر کاربرد فنی در معماری، این کلمه در طول تاریخ به عنوان اسم خاص جغرافیایی نیز به کار رفته است؛ چنانکه در منابع کهن نام موضعی در بلاد مغول بوده و امروزه نیز نام روستایی کمجمعیت در دهستان هنزای استان کرمان است. این واژه نمود عینی پناه، سایهسار و استحکام در سازههای سنتی است و نباید آن را با اصطلاحات عامیانهای مثل پاتختی یا گردنه پاتاق کرمانشاه اشتباه گرفت.