یعنی چه
به هر نوع حکم، مدل، قاعده، تجربه یا یافتهای گفته میشود که انحصاری و محدود به یک موقعیت خاص نباشد، بلکه قابلیت تسری و همگانی کردن را داشته باشد؛ بهطوریکه بتوان از یک نمونهٔ کوچک به یک قاعدهٔ کلی رسید.
تلفظ
تلفظ این عبارت صفت ترکیبی به صورت «قابلِ تَعْمیم» است که در آن واژهٔ اول به مکسور (e) ختم شده و به واژهٔ دوم وصل میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدولهای کلمات متقاطع خودِ «قابل تعمیم» با ۹ حرف است. همچنین واژههایی مانند قابل بسط و قابل تسری نیز با آن همپوشانی دارند.
به انگلیسی
در متون علمی، آماری و عمومی زبان انگلیسی از واژه Generalizable برای یافتههای قابل تعمیم و از Extensible یا Extendable برای سیستمها یا مفاهیم قابل توسعه استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بیان مفهوم تعمیمپذیری و قابل تعمیم بودن از این واژهها استفاده میشود که از ریشه genel به معنی عمومی گرفته شدهاند.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی که برای این صفت ترکیبی عربیالاصل به کار میروند شامل تعمیمپذیر، فراگیرشدنی، قابلبسط، قابلتسری و همهشمول هستند.
جمعبندی و توضیح کامل قابل تعمیم
عبارت «قابل تعمیم» یک صفت ترکیبی در زبان فارسی است که از دو واژهٔ عربی «قابل» (پذیرنده و شایسته) و «تعمیم» (همگانی و فراگیر کردن) ساخته شده است. این اصطلاح در حوزههای مختلفی مانند آمار، منطق، روش تحقیق، ریاضیات و حتی فلسفه کاربرد دارد و نشاندهندهٔ این است که یک یافته، قانون یا نتیجهگیری را میتوان فراتر از بستر اولیه و محدود آن، به یک کل بزرگتر یا موقعیتهای مشابه نسبت داد.
به عنوان مثال، در پژوهشهای علمی، زمانی یک دستاورد ارزشمند تلقی میشود که نتایج بهدستآمده از یک نمونهٔ کوچک، «قابل تعمیم» به کل جامعهٔ آماری باشد. در مقابل، اگر ویژگی یا حکمی تنها مختص به یک مورد خاص و انحصاری باشد، به آن غیرقابل تعمیم یا خاص میگویند. مفهوم تعمیمپذیری به نوعی پل ارتباطی میان جزء و کل است و به ذهن انسان کمک میکند تا از تجربیات محدود، قوانین فراگیر و کاربردی بسازد.