یعنی چه
دلیل یا برهان لمّی یکی از اصطلاحات کلیدی در منطق و فلسفه اسلامی است و به استدلالی گفته میشود که در آن، ذهن از طریق شناخت علت به شناخت معلول دست مییابد؛ به عبارت دیگر، پاسخ دادن به چرایی (لِمَ) ثبوت یک پدیده از طریق علت تامه یا ناقصه آن است. این واژه کاملاً کلاسیک و تخصصی است و در مقابل برهان إنّی (استدلال از معلول به علت) قرار میگیرد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «دَلیلِ لِمْمی» است که واژه لمی از واژه عربی «لِمَ» به معنای چرا مشتق شده و همراه با یاء نسبت و تشدید روی میم خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «استدلال از علت به معلول در منطق» یا «برهان سببی»، واژه «دلیل لمی» با ۷ حرف یا «برهان لمی» است.
به انگلیسی
در فلسفه غربی و مدرن، معادلهای فوق برای انتقال مفهوم استدلال علّی از مبدأ به مقصد (علت به معلول) به کار میروند.
به عربی
ریشه اصلی این اصطلاح از زبان عربی و منطق دانان مسلمان وارد زبان فارسی شده است.
به فارسی
معادلهای فارسی سره و روان این اصطلاح شامل «برهان علّی»، «استدلال از علت به معلول» و «برهان سببی» است که مفهوم کشف اثر از طریق موثر را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل دلیل لمی
دلیل لمّی (یا برهان لمی) از ارکان استدلالهای یقینی در منطق کلاسیک و فلسفه اسلامی است. وجه تسمیه آن به واژه عربی «لِمَ» (به معنی چرا و به چه علت) بازمیگردد؛ زیرا این برهان به طور دقیق چراییِ پدید آمدن یک معلول را از طریق علتِ وجودی آن مبرهن میسازد. برای مثال، اگر ما ابتدا از وجود آتش (علت) باخبر شویم و از آن به وجود دود (معلول) پی ببریم، یک استدلال لمی انجام دادهایم.
در نقطه مقابل این مفهوم، «برهان إنّی» قرار دارد که در آن مسیر استدلال برعکس است و ذهن با دیدن معلول (مانند دود) به وجود علت (مانند آتش) پی میبرد. از نظر ارزش معرفتشناختی، برهان لمی به دلیل تکیه بر خودِ علت، جایگاه والاتری در اثبات حقایق و ایجاد یقینِ تام دارد.
هرچند این ترکیب به صورت یک اصطلاح مجزا در متن قرآن نیامده است، اما اصل قانون علّیت و دعوت به تفکر در نظام تکوین و سنتهای الهی، کاملاً با روح این برهان منطقی همسو است. در منطق نمادین نیز این رابطه را به صورت یکسویه از علت به معلول نمایش میدهند.