یعنی چه
برطمه در لغت به معنی دگرگون شدن حالت چهره، عبوس شدن و جلو آوردن لبها به نشانه خشم و غیظ است. این واژه در متون کهن برای توصیف حالت کسی که از شدت ناراحتی غرولند میکند یا چهره درهم میکشد به کار میرفته است.
تلفظ
این کلمه به صورت بَرْطَمَه (فتح باء، سکون را، فتح طاء و فتح میم) تلفظ میشود و مصدر رباعی مجرد است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «اخم کردن از روی خشم»، «باد کردن لب از قهر» یا «عبوس شدن» کاربرد دارد.
به انگلیسی
نزدیکترین معادلهای انگلیسی برای این واژه، کلماتی هستند که حالت فیزیکی چهره در هنگام قهر یا عصبانیت (مانند جلو آوردن لبها) را توصیف میکنند.
به عربی
ریشه اصلی این واژه عربی است. در زبان عامیانه عربی (به ویژه در مصر و نجد) هنوز هم اصطلاح «مبَرْطِم» به کسی گفته میشود که سر سنگین است و به نشانه قهر لبهایش را آویزان کرده است.
به ترکی
در زبان ترکی معادل مشتقی از این ریشه وجود ندارد و برای رساندن مفهوم آن از فعل somurtmak به معنی چهره درهم کشیدن و قهر کردن استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه کلماتی چون «لبورچیدن»، «خشمگینی»، «عبوس شدن» و «باد کردن لب از غیظ» هستند که حالت فیزیکی صورت در هنگام قهر را نشان میدهند.
نماد چیست
در اصطلاحات معنایی و لغوی، برطمه نمادی از حالتهای منفی روحی است که در چهره نمایان میشود؛ به ویژه زمانی که فرد بدون سخن گفتن، نارضایتی خود را با جلو آوردن لبها و اخم آشکار میکند.
جمعبندی و توضیح کامل برطمه
واژهٔ «برطمه» یک مصدر چهارحرفی (رباعی مجرد) با ریشهٔ عربی است که از دیرباز به کتابهای لغت معتبر فارسی مانند لغتنامه دهخدا، منتهیالارب و ناظمالاطباء راه یافته است. این کلمه از نظر معنایی به حالت خاصی از چهره اشاره دارد که در آن فرد از شدت خشم، قهر یا ناراحتی، لبهای خود را جلو میآورد، صورتش را درهم میکشد و حالتی عبوس به خود میگیرد.
در ادبیات امروز فارسی این واژه کاملاً مهجور و ناشناخته است و بیشتر در متون لغوی کهن یا ترجمههای بسیار قدیمی دیده میشود. با این حال، مشتقات آن نظیر «مبرطم» (به معنی کسی که از خشم باد کرده و قهر کرده است) همچنان در برخی گویشهای عامیانه زبان عربی برای توصیف افراد سرسنگین و ناراحت کاربرد دارد.