یعنی چه
این واژه در اصطلاح عامیانه و روزمره به معنی جار و جنجال، غوغا، سروصدا و فریاد زدن از روی خشم یا تظلمخواهی است. اما در ریشهٔ اصیل و ادبی خود، یک ترکیب عطفی از دو واژهٔ متضاد «داد» (عدالت) و «بیداد» (ظلم و ستم) است که مجموعهٔ رفتار روزگار را نشان میدهد. همچنین عبارت «ای داد و بیداد» به عنوان شبهجمله برای ابراز حسرت و تأسف شدید به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب واژگانی در زبان فارسی به صورت دَورانی و با واو عطفِ مجهول (ضمهٔ کشیده روی دال اول) به شکل [dād-o-bīdād] ادا میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون غوغا، جنجال، هیاهو و قیلوقال به عنوان پاسخهای جایگزین و هممعنی شناخته میشوند.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم جنجال و سروصدا از واژگانی چون Uproar و Clamor استفاده میشود و برای بیان حسرت کلمه Alas مناسب است.
به عربی
در زبان عربی با توجه به سیاق متن، کلمات ضجة و صخب دقیقترین معادلها برای رساندن مفهوم قیلوقال و فریاد مکرر هستند.
جمعبندی و توضیح کامل داد و بیداد
واژهٔ «داد و بیداد» نمونهای جذاب از تحول معنایی در زبان فارسی است. این عبارت در اصل از دو مفهوم کاملاً متضاد تشکیل شده است: «داد» که ریشه در واژه پهلوی dāta به معنی قانون و عدالت دارد، و «بیداد» که با پیشوند نفی «بی»، معنای ستم و بیعدالتی میدهد. ترکیب این دو در شعر کلاسیک نمادی از کل جریان زمانه و نوسان میان عدل و ظلم بوده است، اما به مرور زمان در زبان عامیانه، تغییر کارکرد داده و به نشانهٔ اعتراضِ همراه با فریاد، سروصدا و هیاهو به کار رفته است.
در کاربردهای روزمره، این ترکیب کاربرد دوگانهای دارد؛ گاهی نشاندهنده یک موقعیت فیزیکی شلوغ و پر از دعوا و مرافعه است (مانند: همسایهها با داد و بیداد به خیابان آمدند) و گاهی نیز وقتی همراه با حرف ندای «ای» میآید، به یک شبهجمله احساسی برای ابراز پشیمانی عمیق، تأسف یا حیرت از یک واقعه ناگوار تبدیل میشود.
یک نکتهٔ تکمیلی و بسیار ظریف دربارهٔ این واژه در قلمرو هنر وجود دارد؛ در موسیقی سنتی ایران، «داد و بیداد» نام یک گوشه یا آوای ابداعی معاصر از استاد حسین علیزاده است. این فرم دستگاهی از تلفیق و پردهگردانی میان گوشهٔ «داد» در دستگاه ماهور و گوشهٔ «بیداد» در دستگاه همایون پدید آمده و اثر درخشان آن در آلبوم «زمستان است» با صدای استاد محمدرضا شجریان جاودانه شده است.