تلفظ
این واژه در زبان فارسی و عربی به صورت «بَهْشَمِیَّة» (Bahshamiyya) تلفظ میشود که از ترکیب کنیه ابوهاشم ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح ده حرفی کلامی، خودِ عبارت «فرقه بهشمیه» یا واژه «بهشمیه» است.
به انگلیسی
در متون تخصصی و تاریخ ادیان به زبان انگلیسی، از این فرقه با نام Bahshamiyya یا پیروان آن با عنوان Bahshamites یاد میشود.
به فارسی
معادل یا برگردان مفهومی آن در زبان فارسی، «پیروان مکتب کلامی ابوهاشم جبائی» یا «بهاشمه» از شاخههای معتزله بصره است.
در قرآن
این اصطلاح یک عنوان کلامی و تاریخنگاری مذهبی است که قرنها پس از نزول قرآن پدید آمده و هیچ اشارهای به آن در قرآن نشده است.
نماد چیست
این فرقه نماد تصویری یا بیرق خاصی ندارد، اما تابلوی فکری و نماد متمایزکننده آنها در تاریخ کلام، «نظریه احوال» برای توجیه صفات خداوند است.
جمعبندی و توضیح کامل فرقه بهشمیه
فرقه بهشمیه (یا بهاشمه) یکی از اصیلترین و تأثیرگذارترین شاخههای کلامی مکتب معتزله بصره در قرون سوم و چهارم هجری است. نام این فرقه از کنیه بنیانگذار برجسته آن، یعنی «ابوهاشم جبائی» (فرزند ابوعلی جبائی) گرفته شده است که با ترکیب صدر و ذیل کنیه او، واژه نسبتیِ بهشمی ساخته شده است. این مکتب در واقع دوره متأخر معتزله بصره را شکل میدهد.
بزرگترین شهرت و شاخصه علمی فرقه بهشمیه در تاریخ اندیشه اسلامی، ابداع و دفاع از «نظریه احوال» (الحال) در مبحث صفات الهی است. ابوهاشم جبائی این نظریه را برای حل چالش میان زاید بودن صفات بر ذات یا عینیت آنها مطرح کرد تا بتواند بدون تعدد قدما، صفات خدا را تبیین کند. این نظریه موافقان و مخالفان سرسختی در میان معتزله و اشاعره داشت.
رقیب اصلی و همزمان این فرقه در درون مکتب بصره، فرقه «اخشیدیه» بود. بهشمیه اصولاً فاقد هرگونه نماد ظاهری یا سیاسی متمایز بود و صرفاً به عنوان یک جریان عقلگرای فلسفی و کلامی شناخته میشد که سهم بزرگی در تکوین ساختار منطقی کلام اسلامی ایفا کرد.