یعنی چه
این اصطلاح زمانی به کار میرود که یک کالا، ملک یا دارایی باارزش، از روی ناچاری، بیرغبتی، یا عدم آگاهی از ارزش واقعی آن، به قیمتی بسیار پایینتر از حق و ارزش واقعیاش معامله شود و معمولاً بار معنایی خسارت یا اجحاف دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت [be samane bakhs] است که از دو واژه عربی ثَمَن (بها) و بَخْس (کم و ناچیز) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «بهای بسیار ناچیز» یا «فروش زیر قیمت واقعی با ۸ حرف»، عبارت «به ثمن بخس» قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از اصطلاحات کنایهای که نشاندهنده قیمت بسیار پایین هستند استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و جایگزینهای روان فارسی این اصطلاح شامل عباراتی چون «به بهای ناچیز»، «زیر قیمت واقعی»، «مفت»، «پشیز» و «ارزانفروشی» است.
جمعبندی و توضیح کامل به ثمن بخس
اصطلاح «به ثمن بخس» یک ترکیب اضافه بیانی عربی است که وارد ادبیات فارسی شده و ریشه در فرهنگ قرآنی دارد. کلمه «ثمن» به معنای قیمت و بها، و «بخس» به معنای ناقص، کم و کمتر از حق است. این عبارت دقیقاً در آیه ۲۰ سوره مبارکه یوسف آمده است، جایی که قرآن کریم داستان فروخته شدن حضرت یوسف توسط برادرانش (یا کاروانیان) را توصیف میکند و میفرماید او را به بهایی اندک و چند درهم ناچیز فروختند.
در ادبیات فارسی و عرف عام، این اصطلاح فراتر از یک معامله مالی ساده، به یک نماد فرهنگی و استعاری تبدیل شده است. این عبارت نشاندهنده «چوب حراج زدن به داراییهای مادی یا معنوی ارزشمند» از روی ناآگاهی، بیرغبتی، غفلت یا ناچاری شدید است. وقتی کسی استعداد، عمر، یا کالای نفیسی را بدون در نظر گرفتن ارزش واقعیاش از دست میدهد، اصطلاحاً گفته میشود که آن را به ثمن بخس واگذار کرده است.
استفاده از این واژه در جملات روزمره و رسمی معمولاً لحنی از تاسف، حسارت و مغبون شدن را به همراه دارد؛ به عنوان مثال وقتی میگویند «او در بحران مالی مجبور شد خانه پدریاش را به ثمن بخس بفروشد»، دارا بودن بار روانیِ مظلومیت یا اجحاف در معامله را به مخاطب منتقل میکند. متضاد این اصطلاح در ادبیات مکتوب «به بهای گزاف» یا «ثمن غالی» (بهای گران) است.