یعنی چه
عبارت اصطلاحی «رمق داشتن» به معنی داشتن تاب و توان، قدرت، انرژی یا آخرین بازماندههای نیرو برای زنده ماندن یا انجام دادن کاری است. این اصطلاح معمولاً زمانی به کار میرود که فرد در آستانه خستگی مفرط یا ناتوانی شدید است، اما هنوز توان ناچیزی در خود حس میکند.
تلفظ
واژه «رمق» به فتح را و فتح میم (رَمَق) تلفظ میشود و در ترکیب با فعل داشتن، سکون قاف حفظ میگردد.
در جدول
پاسخ دقیق در جدول برای این عبارت ۸ حرف دارد. از گزینههای مشابه دیگر میتوان به توان داشتن یا جان داشتن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به موقعیت متن، از اصطلاحاتی که نشاندهنده باقیمانده انرژی یا علائم حیاتی ضعیف هستند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از تعابیری استفاده میشود که به آخرین نفسها یا وجود بقایایی از حیات و انرژی در بدن اشاره دارد.
به فارسی
معادلها و جایگزینهای سره و رایج فارسی برای این عبارت شامل: تاب داشتن، نیرو داشتن، قوت داشتن، و نفس داشتن است. متضادهای آن نیز بیرمق بودن، از رمق افتادن و بیجان شدن هستند.
در قرآن
خود واژه «رمق» یا مشتقات مستقیم فعل آن در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما از نظر مفهومی، با واژگانی چون نفس، حیات و روح قرابت معنایی دارد.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، رمق داشتن کنایه و نمادی از امید در تاریکترین لحظات و آخرین رشته پیوند با زندگی است؛ مانند شمعی در حال خاموش شدن که هنوز سوسو میزند و کاملاً از پا نیفتاده است.
جمعبندی و توضیح کامل رمق داشتن
اصطلاح «رمق داشتن» ترکیبی از واژه عربی «رَمَق» (به معنی آخرین نفس یا باقیمانده جان) و فعل فارسی «داشتن» است. این عبارت در زبان فارسی برای بیان وجود حداقل توان جسمی یا روحی در انسان استفاده میشود، بهطوری که فرد با وجود فرسودگی و خستگی مفرط، هنوز توانایی ادامه دادن یا زنده ماندن را دارد.
ترکیبات مشهوری نظیر «سدّ رمق» (غذا خوردن در حد زنده ماندن) و «از رمق افتادن» نشاندهنده کاربرد وسیع این ریشه در زبان و ادبیات ماست. این واژه در شعر و متنهای ادبی نیز به عنوان نمادی از پایداری در آخرین لحظات و جرقههای امید پیش از خاموشی کامل به کار میرود.