یعنی چه
بزدلی به معنای حالتِ ترسو بودن، کمدلی، جبن و نداشتن شجاعت است. این واژه زمانی به کار میرود که فرد در موقعیتهای حساس یا خطرناک، به جای رویارویی، راه فرار یا تسلیم را برمیگزیند.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، واژه «بزدلی» یک کلمه ۵ حرفی است. از معادلهای دیگر آن در جدول میتوان به جبن، ترس، هراس و بددلی اشاره کرد.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای انگلیسی برای این مفهوم واژگان cowardice و timidity هستند که به ویژگی یا رفتار یک فرد ترسو اشاره دارند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، برای بیان مفهوم ترسویی و بزدلی از واژه korkaklık استفاده میشود.
به فارسی
از واژههای هممعنی و معادلهای فارسی آن میتوان به ترسویی، کمجرأتی، بیدلی، جبن، جبونی، هراس و مخافت اشاره کرد. متضادهای آن نیز شامل شجاعت، شهامت، دلاوری، نترسی و رشادت میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بزدلی
واژه «بزدلی» یک صفت مرکب انضمامی در زبان فارسی است که از ترکیب «بز» (حیوان اهلی که در فرهنگ عامه به فرار و داشتن طبعی ترسو مشهور است) به همراه «دل» (به عنوان مظهر شجاعت و احساسات) و «ی» مصدری شکل گرفته است. در گذشته به مجاز به فرد ترسو «بزدل» میگفتند؛ یعنی کسی که دلی مانند بز دارد و بزدلی حاصل مصدر آن است. همخانوادههای این واژه شامل بزدل و بزدلانه هستند.
در متون کهن و فرهنگ عامه، حیواناتی مانند بز و خرگوش به دلیل فرار سریع از خطرات، نماد این ویژگی اخلاقی بودهاند. همچنین در ادبیات ترکیبات جذابی نظیر «آهودل» یا «کبکزهره» نیز برای رساندن همین معنا به کار رفته است. اگرچه خود واژه فارسی بزدلی عینا در قرآن نیامده، اما مفاهیم همسو با آن با واژگانی چون «رُعْب»، «خَوْف» و «خَشْيَة» مطرح شده و فرار از میدان جنگ به عنوان نمود عینی آن نکوهش شده است.
به عنوان یک مثال کاربردی در جمله میتوان گفت: «سکوت در برابر ظلم، نشانهای از بزدلی و عافیتطلبی است.» این واژه در روانشناسی و اخلاق به عنوان یک ویژگی منفی بررسی میشود که مانع رشد فردی و اجتماعی انسانها در مواجهه با چالشهای بزرگ زندگی میگردد.