یعنی چه
ضحاک در اساطیر ایرانی، پادشاهی ماردوش و مظهر ستمگری است که هزار سال حکومت کرد. این واژه در زبان عربی به معنای بسیار خندان است، اما شخصیت اسطورهای آن ریشه در واژه اوستایی «اژیدهاک» به معنای مار گزنده یا اژدها دارد و با واژه عربی همنامی اتفاقی دارد.
در جدول
پاسخ دقیق برای این بخش در جدول، خودِ عبارت «ضحاک را بنویسید» است که بدون احتساب فاصلهها دقیقاً از ۱۳ حرف تشکیل شده است. برای خود کلمه ضحاک نیز کلماتی مانند بیوراسب یا اژیدهاک در جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
در متون انگلیسی برای اشاره به این پادشاه اساطیری از Zahhak استفاده میشود. همچنین در ترجمههای ادبی، معادلهایی نظیر tyrant king (پادشاه ستمگر) برای توصیف او به کار میرود.
به عربی
این واژه در زبان عربی صیغه مبالغه بر وزن فعّال از ریشه «ض ح ک» است و به کسی که بسیار میخندد و خوشروی است اشاره دارد، هرچند در تاریخ اساطیری ایران مابازای عینی ندارد.
در قرآن
نام خاص ضحاک در قرآن ذکر نشده است و کاربرد مستقیم دینی ندارد؛ اما مشتقات ریشه عربی آن مانند «فَضَحِکَتْ» (پس خندید) یا «ضاحِکَةٌ» (خندان) در آیات قرآن به چشم میخورند.
نماد چیست
ضحاک در فرهنگ و ادبیات فارسی نماد مطلق ظلم، خودکامگی و بیدادگری است. مارهای روی دوش او نیز مظهر شهوت نفسانی، مغزخواری و نابودکننده اندیشه، آگاهی و جوانی یک جامعه به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل ضحاک را بنویسید
واژه ضحاک در زبان و فرهنگ ما دو بعد کاملاً متفاوت دارد. از یک سو در ریشه لغوی عربی، صیغهای مبالغهآمیز به معنای بسیار خندان و خوشرو است که همخانوادههای آن در قرآن کریم نیز به کار رفتهاند. از سوی دیگر، در تاریخ اساطیری ایران و شاهنامه فردوسی، این نام شکل دگرگونشده واژه اوستایی «اژیدهاک» به معنای مار گزنده یا اژدها است که به مرور زمان تحت تأثیر خط و زبان عربی به این صورت نوشته شده است.
در روایتهای ملی، ضحاک پادشاهی ستمگر است که با وسوسه ابلیس مارهایی بر دوشش میروید و برای آرام کردن آنها روزانه مغز دو جوان را به خوردشان میدهد. از این رو، او در ادبیات فارسی به برجستهترین نماد استبداد، ظلم و خفقان سیاسی تبدیل شده است که سرانجام حکومت هزارسالهاش به دست فریدون و کاوه آهنگر سرنگون میشود.