یعنی چه
شمقمق در لغتنامههای کهن به دو معنی عمده به کار رفته است؛ نخست به معنای مردی بلندقامت، دراز و تنومند، و دوم به معنای کسی که از روی نشاط، شادمانی و سرخوشی فراوان (گاهی شبیه به حالت دیوانگی و سبکروحی) میخندد و شاد است. این واژه کلمهای کلاسیک محسوب میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت شَمَقمَق [شَ مَ مَ] است که در ادبیات عرب و متون کهن فارسی به همین صورت حرکتگذاری و خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان و حلکنندگان جدول، واژه ۵ حرفی «شمقمق» است که به عنوان معادل مرد بلندقد یا فرد سرخوش استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد کلمه، در زبان انگلیسی برای جنبه ظاهری و قدی از واژگان Tall یا Lanky و برای جنبه روحی و اخلاقی از Cheerful یا Exuberant استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای اصیل و روان فارسی این واژه شامل بلندبالا، درازقد، شادمان، خوشحال، مسرور و متبسم است که در متون ادبی جایگزین آن میشوند.
در قرآن
واژه «شمقمق» ریشه عربی دارد اما در متن قرآن مجید به کار نرفته و یک واژه قرآنی محسوب نمیشود؛ کاربرد آن صرفاً در متون لغوی، ادبی و شعر کهن است.
جمعبندی و توضیح کامل شمقمق
واژه «شمقمق» از جمله کلمات کهن و اصیل با ریشه عربی است که وارد ادبیات لغوی و متون کلاسیک فارسی شده است. این کلمه دو لایه معنایی متمایز اما جالب دارد؛ از یک سو برای توصیف فیزیکی افراد بلندقامت و دراز به کار میرود و از سوی دیگر، نشاندهنده حالت روحی فردی است که از فرط نشاط و سرخوشی، حالتی شبیه به سبکروحی یا حتی دیوانگی شیرین دارد.
در تاریخ ادبیات، این واژه علاوه بر کاربرد صفت، به عنوان لقب نیز شهرت داشته است؛ از جمله «ابوالعباس الشمقمق» که از شاعران و هجوپردازان معروف دوره عباسی و همعصر بشار بن برد بوده و به دلیل قامت بلند یا روحیه شوخطبع و شادش به این نام خوانده میشد.
امروزه این کلمه کاربرد روزمره خود را در زبان فارسی از دست داده و بیشتر در لغتنامههای بزرگی چون دهخدا و منتهیالارب، متون کهن ادبی و به طور ویژه در طراحی یا حل جدولهای کلمات متقاطع مورد توجه قرار میگیرد.