یعنی چه
تخت پاره (یا تختهپاره) در زبان فارسی به قطعه چوب یا تکه تختهای گفته میشود که از یک کلِ یکپارچه مانند کشتی یا سازهای چوبی شکسته و جدا شده باشد. این واژه در ادبیات فارسی بیشتر به تختههای بهجامانده از کشتیهای غرقشده در دریا اشاره دارد و در معنای کنایی، نماد انسانهای بییاور، سرگردان و طوفانزده در پهنه روزگار است.
تلفظ
این واژه در صورت نخست به صورت [تَ خْ تِ پا رِ] و در ترکیب اصیلتر آن به صورت تختهپاره یعنی [تَ خْ تِ پا رِ] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «تخت پاره» یا «تخته پاره» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون «تکه چوب کشتی شکسته»، «پاره چوب» یا «تکه تخته» به کار میرود و دقیقاً از ۷ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، برای اشاره به تختههای شناور از واژه Flotsam و برای قطعه چوبهای شکسته از Plank یا Broken board استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای بیان این مفهوم از تعابیری همچون لوح مکسور یا حطام الخشب (برای بقایای چوبی کشتی) استفاده مینمایند.
نماد چیست
تخت پاره در ادبیات متعهد و کهن فارسی، نمادی است از بییاوری و سرگردانی انسان در حوادث سهمگین دنیا. همانند تختهپارهای که در موجهای دریا اسیر است، انسان تنها نیز اسیر تقدیر شمرده میشود. همچنین در مواردی نماد فروپاشی قدرت، ویرانی نظم و زوال شکوه گذشته است.
جمعبندی و توضیح کامل تخت پاره
واژه «تخت پاره» که در اصل و ریشه لغوی خود همان «تختهپاره» است، از ترکیب دو جزء کاملاً فارسی و کهن ساخته شده است. این اصطلاح به هر نوع قطعه چوب یا تکه تختهای که بر اثر شکستن از ساختار اصلی خود جدا شده باشد اشاره دارد، اما بیشترین کاربرد آن در توصیف بازماندههای چوبی یک کشتی طوفانزده در دل دریاست.
در پهنه ادبیات فارسی، شعرای بزرگی چون صائب تبریزی از این تعبیر برای به تصویر کشیدن احوال انسانهای بییاور و سرگردان بهره بردهاند؛ کسانی که در موج حوادث روزگار دستوپا میزنند و به حداقلها برای نجات دلخوش کردهاند. این واژه در حل جدولهای متقاطع نیز به عنوان یک پاسخ ۷ حرفی کلیدی برای مفاهیمی چون خردهچوب یا چوب شکسته شناخته میشود.