یعنی چه
واژه مطموسة (یا مطموس) به چیزی اطلاق میشود که بر اثر کهنگی، ساییدگی یا تخریب، شکل، نقش یا نشانههای اصلی خود را از دست داده و غیرقابل تشخیص شده باشد؛ مانند سکهای قدیمی که نقش روی آن کاملاً صاف شده است.
تلفظ
این واژه در زبان عربی به صورت مَطْموسَة تلفظ میشود که در آن ط ساکن و م مضموم است. در کاربرد فارسی معمولاً هاء تانیث آخر آن ساکن یا به صورت «ات» (مطموسات) جمع بسته میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع و معماهای کلمات، واژه مطموسة به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون «محو شده»، «سکه صاف و بینقش»، «ناپدید» یا «کور شده» کاربرد دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این کلمه شامل عباراتی چون «پاکشده»، «ستوده»، «بیاثر»، «تاریک و بینشان» است. در متون کهن فارسی، این وامواژه عینا برای توصیف اشیاء یا مفاهیمی که نشانهشان از میان رفته، استفاده شده است.
در قرآن
خودِ شکل صرفی «مطموسة» به طور مستقیم در قرآن نیامده است، اما ریشه ثلاثی آن (طَمَسَ) در آیاتی نظیر «فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ» (هنگامی که ستارگان محو شوند) و «وَلَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَىٰ أَعْيُنِهِمْ» (چشمانشان را محو و کور میکنیم) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل مطموسة
واژه مطموسة از ریشه عربی «ط م س» گرفته شده است که معنای اصلی آن از بین بردن اثر، پوشاندن کامل و نابود کردن نشانههای یک شیء است. این واژه به عنوان یک اسم مفعول مؤنث، نمادی از تغییر شکل کامل و زوال ویژگیهای ظاهری است؛ به طوری که دیگر نتوان ماهیت اولیه آن را تشخیص داد.
در حوزههای تخصصی مانند فقه و سکهشناسی قدیمی، این اصطلاح کاربرد بسیار دقیقی دارد. به عنوان مثال، به درهم یا دیناری که به دلیل دستبهدست شدن زیاد یا تقلب، نقش و ضرب حک شده روی آن کاملاً ساییده و صاف شده باشد، «درهم مطموس» میگویند که احکام وضعی خاص خود را در معاملات دارد.
علاوه بر کاربرد مادی، مطموسة و ریشه آن در ادبیات عرفانی و متون کهن فارسی به عنوان یک استعاره عالی به کار میروند. در عرفان، «مقام طمس» به معنای فنای فیالله، از خود بیخود شدن و محو شدن تمام نشانههای هستی مجازی و مادی انسان در برابر عظمت و تجلی نور حق تعالی است.