یعنی چه
این واژه در زبان فارسی امروز بیشتر به معنی فرد بخیل و تنگنظر به کار میرود. همچنین در گویشهای گیلکی و مازندرانی به میوهٔ ازگیل جنگلی «کنس» یا «کنوس» میگویند. در ریشه عربی نیز به معنای روفتن خانه و پنهان شدن آهو در لانه است.
مترادف
متضاد
ریشه
در معنای بخل و خسیس بودن کاربرد فارسی دارد. در معنای گیاهشناسی، ریشه در گویشهای شمالی ایران دارد. در معنای عبادی و نجومی، از ریشه عربی «ک ن س» به معنی جارو کردن یا پنهان شدن مشتق شده است که همخانواده کلماتی چون مکنَسة (جارو) و کِناس (پناهگاه) است.
تلفظ
تلفظ رایج واژه به صورت کَنَس (فتح کاف و نون) است. در کاربرد قرآنی به صورت کُنَّس (ضم کاف و تشدید نون) تلفظ میشود.
به انگلیسی
به عربی
به ترکی
به فارسی
بسته به متن و کاربرد، برگردان اصیل آن در فارسی امروز برابر با «خسیس» یا همان میوه «ازگیل» است و در متون کهن به صورت «روفتن» و «نهان شدن» معنا میشود.
نماد چیست
در متون اخلاقی و ادبی، کنس نماد فرومایگی و بستهدستی است. در فرهنگ قرآنی و نجومی (به صورت کُنّس)، نماد ستارگان یا اجرام آسمانی پنهانشونده و پاککننده مدارهاست.
جمعبندی و توضیح کامل کنس
واژه «کنس» از جمله کلماتی است که در زبان فارسی چندین وجهه معنایی کاملاً مستقل را پوشش میدهد. در کاربرد عامیانه و روزمره، این کلمه به عنوان صفت برای افراد خسیس، ممسک و فرومایه به کار میرود که از خرج کردن مال خودداری میکنند. از سوی دیگر، در جغرافیای شمال ایران و گویشهای گیلکی و مازندرانی، کنس (یا کنوس) نام محلی میوه ازگیل جنگلی است که کاربردی کاملاً متفاوت و مرتبط با طبیعت دارد.
علاوه بر این، واژه کنس دارای یک ریشه غنی عربی (ک-ن-س) است که در متون کهن و اصطلاحات قرآنی جلوه میکند. در این بخش، کنس به معنای جاروب کردن و روفتن زمین یا پنهان شدن جانداران در پناهگاه است. نمود بارز این ریشه در آیه «الْجَوَارِ الْكُنَّس» دیده میشود که به ستارگان پنهانشونده یا بر اساس تفاسیر مدرن، به سیاهچالهها و اجرام پاککننده فضا اشاره دارد. بنابراین برای حل جدول یا درک متن، باید به سیاق کلام توجه کرد.