یعنی چه
خویشتن آراستن در زبان فارسی به معنای به خود رسیدن، زینت دادن به ظاهر، آرایش کردن و جلوهگری است. این اصطلاح در متون کهن گاهی به مفهوم «تبرج» یا همان خودنمایی آشکار و تصنع در آراستگی ظاهری به کار رفته است و در مقابلِ پیراستن (سادهسازی و توجه به باطن) قرار میگیرد.
تلفظ
این مصدر مرکب از دو واژهٔ «خویشتن» (با واو معدوله که خوانده نمیشود: خیشتن) و «آراستن» (آ-راس-تن) تشکیل شده است.
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای راهنمای این عبارت با تعداد ۱۲ حرف، خودِ «خویشتن آراستن» است. همچنین کلماتی نظیر خودآرایی و تبرج نیز از گزینههای احتمالی هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از افعال و عبارات متعددی استفاده میشود که به مراقبت از ظاهر، آرایش و تزیین شخصی اشاره دارند.
نماد چیست
این عبارت به عنوان یک مصدر حرکتی نماد مادی خاصی ندارد، اما در ادبیات اخلاقی و عرفانی فارسی، صفت فاعلی آن یعنی «خویشتنآرا» نمادی از سطحینگری، خودبینی، غفلت از جلوههای باطنی و تصنع در رفتار به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل خویشتن آراستن
مصدر مرکب «خویشتن آراستن» از ترکیب دو جزء اصیل فارسی میانه و پهلوی ساخته شده است؛ «خویشتن» به معنای ذات و نفس، و «آراستن» به معنی نظم دادن و زیبایي بخشیدن. ترکیب این دو در کنار هم مفهوم توجه به جلوههای ظاهری و بدنی را میسازد که در طول تاریخ زبان فارسی همواره کاربردی زنده داشته است.
در ادبیات کلاسیک و متون اخلاقی، این واژه اغلب با نوعی بار معنایی کنایی همراه است. شاعران و عارفان بزرگ مانند مولوی و سعدی، خویشتنآراستنِ ظاهری را در برابر آراستن دل و درون قرار دادهاند و انسانها را از غرق شدن در تزیینات فانی بدنی و غفلت از حقیقتِ جان برحذر داشتهاند. در کتابهای لغت کهن نظیر تاجالمصادر، این اصطلاح دقیقاً همسنگ با مفاهیمی چون «تشوف» و «تبرج» در زبان عربی قلمداد شده است.
از نظر کاربرد در جمله، این واژه ساختاری رسمی و ادبی دارد؛ برای مثال میتوان گفت: «او به جای خویشتن آراستن و دلبستگی به زیورهای دنیا، به صفا دادن درون پرداخت». گرچه خود عبارت در متن قرآن نیامده، اما از نظر مفهومی با آیاتی که انسان را از خودنمایی جاهلی (تبرج) منع میکنند، قرابت معنایی تام دارد.