معنی
در اصطلاحات سیاسی، این واژه به موقعیتی استعاری اشاره دارد که در آن یک دولت، جریان سیاسی یا بازیگر بینالمللی در شرایطی قرار میگیرد که عملاً امکان اقدام مؤثر از او سلب میشود. در این وضعیت، هرگونه حرکت، تغییر موضع یا تصمیمگیری جدید نه تنها سودی ندارد، بلکه منجر به از دست رفتن امتیازات بیشتر یا خوردن ضربهای مهلکتر میشود و بازیگر را در نوعی فلج یا انسداد راهبردی قرار میدهد.
یعنی چه
آچمز شدن در سیاست یعنی یک جناح یا سیاستمدار به دلیل اشتباهات محاسباتی یا فشارهای خارجی در موقعیتی قرار گرفته که راه پیشروی یا پسنشینی سودمندی برایش باقی نمانده است. این اصطلاح برای توصیف شرایطی به کار میرود که فرد یا ساختار مجبور به سکون، سکوت یا تن دادن به یک اجبار ناخواسته میشود، چرا که هزینه هر تصمیمی از هزینه تصمیم نگرفتن بسیار بیشتر است.
تلفظ
این اصطلاح ترکیبی از واژه ترکی «آچمز» (āčmaz) به معنای قفلشده یا بازنشدنی و عبارت فارسی «در سیاست» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به این عبارت بر اساس تعداد حروف همان «آچمز در سیاست» یا معادلهای نزدیک آن مانند «بن بست سیاسی» و «انسداد سیاسی» است.
به انگلیسی
در ادبیات سیاسی و بینالمللی انگلیسی، برای توصیف این وضعیت از واژههایی چون Stalemate (وامگرفته از شطرنج) یا اصطلاح Catch-22 (موقعیت تناقضآمیز و بنبست گریزناپذیر) استفاده میشود.
نماد چیست
در تحلیلهای رسانهای، نماد این وضعیت معمولاً یک مهره کلیدی شطرنج (مانند اسب یا وزیر) است که در پشت پیادهنظام قفل شده و قدرت حرکت ندارد. در کارتونهای سیاسی نیز معمولاً با تصویر دستهای زنجیرشده بر روی فرمان یا قرار گرفتن بر سر یک دوراهی با دو تابلوی خطرناک نمایش داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل آچمز در سیاست
اصطلاح «آچمز در سیاست» یک وامگیری هوشمندانه از بازی شطرنج است. همانطور که در شطرنج، مهرهٔ آچمز شده به دلیل محافظت از شاه اجازهٔ حرکت ندارد و حرکت دادنش به قیمت باخت تمام میشود، در دنیای سیاست نیز بازیگران گاهی در چنان تنگنای استراتژیکی قرار میگیرند که هرگونه جابهجایی یا اقدام جدید، ضربه سنگینتری به ساختار یا بقای آنها وارد میکند.
این وضعیت کنایه از انسداد کامل، گیر افتادن در منگنه و فلج تصمیمگیری است. ریشه اصلی واژه آچمز از زبان ترکی (به معنی بازنشدنی یا قفلشده) میآید و امروزه در تحلیلهای سیاسی رسانهها برای توصیف دولتها یا جریانهایی به کار میرود که بین دو انتخاب بد و بدتر گرفتار شدهاند و آزادی عمل خود را به طور کامل از دست دادهاند.