یعنی چه
بلاسیدن در زبان فارسی به معنای رو به فساد نهادن میوه، از دست رفتن آبداری و طراوت برگ و گیاهان، و همچنین درهمکشیده شدن و چین و شکنج پیدا کردن پوست میوهها پیش از رسیدن کامل است.
تلفظ
این واژه به صورت بَلاسیدن (balāsidan) تلفظ میشود و یک فعل مصدری در زبان فارسی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند بلاسیدن یا پلاسیدن به عنوان پاسخ برای راهنمای «پژمردن میوه یا گل» به کار میروند. این کلمه دقیقاً ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم بلاسیدن در زبان انگلیسی، بسته به بافت متن از افعالی که به زوال طراوت و چروکیدگی اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعال مشتق از ریشه «ذبل» دقیقترین معادل برای پلاسیدگی و از دست رفتن شادابی گیاهان هستند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژه Solmak برای حالت کلی پژمردگی و Pörsumek به طور خاص برای چروکیده شدن پوست میوهها و سبزیجات استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و هممعنی این واژه در زبان فارسی شامل پلاسیدن، چلسکیدن (پژمردن مفرط)، ترنجیدن (فشرده و چروک شدن) و خشکیدن است.
نماد چیست
در ادبیات استعاری و کنایی، بلاسیدن نمادی از فرسودگی، افسردگی، از دست رفتن شور و نشاط جوانی، و رو به پایان رفتن شادابی زندگی است.
جمعبندی و توضیح کامل بلاسیدن
واژه «بلاسیدن» یک فعل کهن و اصیل در زبان فارسی است که در حقیقت صورت دگرگونشده و گویشی فعل آشناترِ «پلاسیدن» به شمار میرود. در زبان فارسی، تبادل و تبدیل حرف «پ» به «ب» (مانند پیروز به بیروز یا پادشاه به بادشاه) کاملاً مرسوم بوده و این واژه نیز از همین قاعده پیروی کرده است. ریشه این کلمه به واژه «پلاس» (به معنی گلیم یا جامه کهنه) برمیگردد که در معنای ثانویه خود به کهنه شدن، افتادن و از دست رفتن مرغوبیت اشاره دارد.
این واژه دقیقاً به معنای پژمردن، از دست رفتن آبداری و طراوت گل و گیاه، و همچنین چین و چروک خوردن پوست میوهها پیش از رسیدن یا به دلیل ماندگی است. اگرچه امروزه شکل «پلاسیدن» در زبان معیار رایجتر است، اما «بلاسیدن» به عنوان یک واژه اصیل ۷ حرفی در متون لغوی ثبت شده و در طراحان جدول نیز از آن استفاده میکنند.