یعنی چه
واژهای است برای توصیف هر چیزی که بوی پسندیده، نکو و مطبوعی از آن استشمام شود؛ صفت مرکبی که از ترکیب «خوش» و «بو» ساخته شده است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف درخواستی میتوانید از واژههای خوشبو، معطر یا بویا استفاده کنید.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم شامل واژگانی است که به عطر و رایحه خوش اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی متناسب با سیاق متن از واژههایی همچون معطر یا طیب استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به این ویژگی از پسوند کلمهساز عطر و بو استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خوشبو
واژهٔ «خوشبو» یک صفت مرکب اصیل و فاعلی در زبان فارسی است که از دو بخش «خوش» (به معنی خوب و پسندیده) و «بو» (بن مضارع از مصدر بوییدن) تشکیل شده است. این کلمه در ساختار زبانی ما نقشی پررنگ در توصیف پدیدههای طبیعی مانند گلها، گیاهان و همچنین عطریات ساخت دست بشر دارد و متضاد مستقیم آن واژه «بدبو» یا «متعفن» است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، مفهوم خوشبو بودن فراتر از یک ویژگی فیزیکی است؛ این واژه به عنوان نمادی از پاکی، طهارت روح، اخلاق نیکو و حضور امر قدسی به کار میرود. شاعران بزرگ بارها از رایحه خوش معشوق یا گیاهانی چون مشک و غالیه برای تصویرسازیهای عمیق عرفانی و عاشقانه بهره بردهاند.
اگرچه خودِ این لفظ به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده، اما معادلهای دقیق معنوی آن نظیر «طیب» (پاکیزه)، «ریحان» (گیاه خوشبو) و «مسک» (مشک) برای توصیف نعمتهای بهشتی و پاداش نیکوکاران به کار رفته است که نشاندهنده جایگاه والای این مفهوم در باورهای دینی و فرهنگی است.