یعنی چه
واژه بیحمیت به کسی اطلاق میشود که فاقد حمیت، غیرت، جوانمردی و تعصب مثبت است. این فرد در برابر حفظ حرمت، ناموس، وطن یا عقاید خود بیتفاوت و بیرگ است و ننگ و عار را بهراحتی میپذیرد.
تلفظ
این واژه از پیشوند نفی فارسی «بی» و واژه عربی «حَمِیَّت» ساخته شده و به صورت بیحَمِـیَّت تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه بیحمیت معمولاً با راهنماهایی چون بیغیرت، بیناموس، نامرد یا بیعار شناخته میشود و پاسخ اصلی آن ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، واژههای متعددی برای رساندن مفهوم بیحمیت استفاده میشود که نشاندهنده فقدان شجاعت اخلاقی یا شرف است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات کلاسیک فارسی، واژه بیحمیت نماد بددلی، نامردی و سقوط اخلاقی است. در اشعار کهن از جمله آثار ناصرخسرو، گاهی از حیواناتی مانند شتر به دلیل کاهلی یا روباه و کفتار به عنوان نمادهای تمثیلی بیحمیتی و بزدلی یاد شده است.
جمعبندی و توضیح کامل بی حمیت
واژه بیحمیت یک صفت مرکب (فارسی - عربی) است که از ترکیب پیشوند نفی «بی» و اسم مصدر عربی «حَمِیَّة» (از ریشه ح م ی به معنی داغ شدن و فوران خشم و غیرت) ساخته شده است. این کلمه در زبان فارسی بار معنایی کاملاً منفی و تحقیرآمیز دارد و به فردی اشاره میکند که در مواجهه با هتک حرمتها یا پایمال شدن حقوق نزدیکان و وطن خود، هیچگونه واکنش، رگ غیرت یا تعصب منطقی از خود نشان نمیدهد.
در متون معتبر لغوی مانند لغتنامه دهخدا، فرهنگ معین و عمید، واژههایی نظیر بیعرق، بیناموس، لاابالی، سستنهاد و بیمروت به عنوان مترادفهای اصلی آن ذکر شدهاند. در نقطه مقابل، مفاهیمی چون غیور، غیرتمند، باحمیت، باعرق و جوانمرد به عنوان متضادهای این صفت قرار میگیرند که نشاندهنده شجاعت اخلاقی و پایبندی به اصول شرف است.
گرچه خود واژه ترکیبشدهی «بیحمیت» در قرآن کریم به کار نرفته است، اما اصل واژه «الحمیة» یکبار در آیه ۲۶ سوره فتح آمده که به «حمیت جاهلیت» (تعصب کورکورانه، نخوت و خشم مفرط دوران پیش از اسلام) اشاره دارد و مورد توبیخ قرار گرفته است؛ با این حال در زبان فارسی، بیحمیت دقیقاً در تقابل با غیرتِ مثبت و مروت کاربرد روزمره و ادبی دارد.