یعنی چه
جهانمحلیشدن (Glocalization) به فرآیندی اشاره دارد که در آن محصولات، فرهنگها، رسانهها و ایدههای جهانی به جای حذف سنتهای بومی، خود را با شرایط، نیازها و ویژگیهای محلی سازگار میکنند و در عین حال، عناصر محلی نیز فرصت جهانیشدن پیدا میکنند. به عنوان یک مثال عینی و روزمره، وقتی یک شبکه اجتماعی بزرگ بینالمللی، زبان، تقویم رسمی و آیینهای سنتی یک کشور خاص را به پلتفرم خود اضافه میکند تا کاربران آن منطقه بتوانند بر اساس فرهنگ خود با آن کار کنند، یا یک شرکت فستفود زنجیرهای جهانی، منوی غذاهای خود را بر اساس ذائقه و ادویههای سنتی مردم یک شهر یا کشور تغییر میدهد، در عمل فرآیند جهانمحلیشدن رخ داده است.
تلفظ
تلفظ این واژه ترکیبی به صورت «جَهانمَحَللیشُدَن» است که از سه جزء «جهان»، «محلی» (با تشدید روی یاء نسبی) و «شدن» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ این عبارات معمولاً خود واژه «جهان محلی شدن» با ۱۱ حرف یا اصطلاحات مشابهی چون «جهان محلی سازی» است.
به انگلیسی
این اصطلاح در زبان انگلیسی یک واژه آمیخته (Portmanteau) است که از ترکیب دو واژه Globalization (جهانیشدن) و Localization (محلیسازی) ساخته شده است.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر ترکیب توصیفی «العولمة المحلية»، گاهی از واژه ادغامی و جدید «العولمحلية» برای انتقال دقیق این مفهوم مدرن استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل جهان محلی شدن
اصطلاح «جهانمحلیشدن» ترجمه مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی از واژه انگلیسی Glocalization است. ریشه این مفهوم به دهه ۱۹۸۰ میلادی در اقتصاد ژاپن بازمیگردد که بر اساس ایده اصیل «زندگی در زمین خود» شکل گرفت و بعدها توسط جامعهشناس نامدار، رولاند رابرتسون، به یکی از کلیدیترین مفاهیم حوزه مطالعات فرهنگی و جامعهشناسی معاصر تبدیل شد تا نشان دهد جهانیشدن لزوماً به معنای یکسانسازی مطلق و نابودی فرهنگهای بومی نیست.
استفاده از این واژه در جملات تخصصی به فهم بهتر ساختارهای مدرن کمک میکند؛ برای نمونه میتوان گفت: «شرکتهای چندملیتی موفق با اتکا به استراتژی جهانمحلیشدن توانستهاند بازارهای سنتی را بدون ایجاد مقاومت فرهنگی فتح کنند.» این عبارت به خوبی نشان میدهد که تفکر باید جهانی و کلان باشد، اما عمل و اجرا باید متناسب با ویژگیهای محلی صورت گیرد.
نکته تکمیلی و جالب در خصوص این واژه، استعاره آکادمیک آن است؛ در متون تحلیلی گاهی از نماد «هشتپا» برای توصیف این پدیده استفاده میکنند. به این معنا که بدنه اصلی و مرکزی ساختار در اقیانوس جریانهای جهانی قرار دارد، اما بازوهای آن تکتک صخرهها، جزییات و ظرفیتهای محیطهای محلی را لمس کرده و خود را با فرم آنها تطبیق میدهند.