یعنی چه
در زبان عامیانه به فردی میگویند که هیچ انرژی، جنبوجوش، اقتدار یا اثربخشی مثبتی در رفتار خود ندارد. این اصطلاح استعاره از ظرف یا دیگ سردی است که حرارتی ندارد و از آن بخاری بلند نمیشود؛ در نتیجه خیری به کسی نمیرساند.
تلفظ
این ترکیب از پیشوند نفی «بی»، واژهٔ «بُخار» (با ضمه روی حرف ب) و مصدر «بودن» تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع با تم کنایات عامیانه، کلماتی مانند بیعرضه، بیرگ یا پخمه نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
با توجه به بافتار متن، میتوان از اصطلاحات عامیانه انگلیسی که بر تنبلی یا ضعف شخصیتی دلالت دارند استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی معادل دقیقی که تصویر استعاری «بخار» را داشته باشد وجود ندارد، لذا از صفات مفهومی انفعال استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بی بخار بودن
اصطلاح کنایی «بیبخار بودن» یکی از ترکیبات اصیل و رایج در گفتار عامیانه فارسی، بهویژه گویش تهرانی است. ریشه لغوی واژه «بخار» از زبان عربی به معنای گاز یا تبخیر آب گرفته شده است، اما ترکیب آن با پیشوند نفی «بی» ساختاری کاملاً فارسی و استعاری دارد. منطق پیدایش این کنایه به تصویر ذهنی یک دیگ یا منبع حرارتی برمیگردد؛ دیگ جوشان و پر از آب گرم از خود بخار تولید میکند که نشانه زنده بودن، حرارت و انرژی است، در حالی که ظرف سرد و بیحرکت هیچ بخاری ندارد و سودی به کسی نمیرساند.
در فرهنگ عمومی و کاربردهای روزمره، این اصطلاح برای انتقاد از شخصیتهای منفعل، ترسو، بیانگیزه یا کسانی که در موقعیتهای حساس از خود غیرت و همت نشان نمیدهند به کار میرود. برای مثال در جملات روزمره گفته میشود: «از فلان کارمند بیبخار هیچ کاری برنمیآید» یا «چرا اینقدر بیبخار نشستی و کاری نمیکنی؟» این عبارت به خوبی ضعف ساختار رفتاری و فقدان کاریزما یا اراده را در یک فرد به تصویر میکشد.
در نمادشناسی فرهنگی ایران، صیفیجاتی مانند «سیبزمینی» به عنوان مظهر عینی بیرگی و بیبخار بودن شناخته میشود. همچنین ضربالمثل معروف «آبی از او گرم نمیشود» قرابت معنایی بسیار نزدیکی با این ترکیب دارد و هر دو به یک مفهوم واحد یعنی بیخاصیت بودن و ناتوانی در گرهگشایی از کار دیگران اشاره میکنند.