یعنی چه
تیمجار در گویشهای شمال ایران (گیلکی و مازندرانی) به محلی اختصاصی، کوچک و بسیار حاصلخیز در گوشهای از شالیزار گفته میشود که کشاورزان بذر برنج را ابتدا در آن میپاشند تا رشد کرده و به نشاء تبدیل شود. پس از رسیدن جوانهها به اندازه مناسب، آنها را از تیمجار کنده و برای کاشت اصلی به زمین بزرگ شالیزار منتقل میکنند. این واژه یک واژه بومی و کلاسیک در فرهنگ کشاورزی شمال است.
تلفظ
این واژه در گویشهای طبری و گیلکی به صورت سههجایی و با سکون روی م و ر یعنی [Tīm-jār] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «خزانه برنج» یا «محل پرورش بذر شالی در شمال»، واژه ۶ حرفی «تیمجار» یا صورت دیگر آن «تومجار» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این مکان کشاورزی از اصطلاحات تخصصی مربوط به پرورش اولیه گیاه استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق این واژه بومی در زبان فارسی معیار، اصطلاحاتی چون «خزانه برنج»، «بستر بذر» یا «کشتگاه اولیه» هستند که همان مفهوم محل آمادهسازی جوانهها را میرسانند.
نماد چیست
در تحلیلهای مردمنگاری و فرهنگ بومی شمال ایران، تیمجار نمادی از امید، آغاز دوباره چرخه زندگی، باروری زمین، برکت و مراقبتهای اولیه و حساس برای بقا و تولید محصول به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تیمجار
واژه «تیمجار» یک اصطلاح کاملاً بومی و اصیل در زبانهای طبری و گیلکی (شمال ایران) است که از ترکیب دو بخش «تیم» به معنای بذر یا تخم گیاه و «جار» به معنی زمین و مکان کشت ساخته شده است. این واژه دقیقاً به معنای خزانه برنج است؛ یعنی قطعه زمین کوچک، محصور و بسیار حاصلخیزی که در آغاز فصل بهار بذور جوانه زده برنج را در آن میکارند تا به مرحله نشاء برسند.
از نظر ساختار زبانی، این کلمه در زبان معیار فارسی یا زبان عربی ریشه قطعی ندارد، اما کاربرد آن در فرهنگ کشاورزی خطه شمال بسیار حیاتی است. تیمجار در واقع بستر مراقبتهای اولیه شالیکاری است و به عنوان نماد برکت، باروری و آغاز چرخه تولید برنج در فرهنگ عامه مردم این مناطق جایگاه ویژهای دارد.
در بازیهای طرح جدول و واژهنامههای بومی، این کلمه به عنوان یک پاسخ ۶ حرفی برای راهنمای خزانه برنج شناخته میشود و معادلهای فرنگی آن نیز به بسترهای پرورش اولیه بذر اشاره دارند.