یعنی چه
«کراکا» در واژهنامههای اصیل و کهن فارسی به عنوان نام پرندهای کوچک، کبود یا سیاه و سفید با دمی دراز توصیف شده است که معمولاً کنار رودخانهها مینشیند و مدام دم خود را تکان میدهد (مرغ دمجنبانک). در برخی منابع مکتوب قدیمی نیز آن را معادل بلدرچین یا صعوه دانستهاند.
تلفظ
تلفظ صحیح و ثبتشده این واژه در متون کهن ادبی به صورت کَراک (karâk) یا کَراکا (karâkâ) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «پرندهای به نام کراکا» یا «مرغ دمسجه»، خود واژه ۵ حرفی «کراکا» مد نظر است.
به انگلیسی
بسته به تعابیر لغوی مختلف، واژه Wagtail دقیقترین معادل برای پرنده دمجنبانک و Quail معادل بلدرچین است.
به فارسی
مترادفها و برگردانهای روان فارسی این واژه شامل دمجنبانک، مرغ دمسجه، کَرَک، کراس و صعوه میشود.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در اشعار دقیقی بلخی، این پرنده به دلیل جثه کوچک و ناتوانیاش، نماد ترس، ضعف و گریز در برابر هجوم دشمنان نیرومند (مانند باز و شاهین) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل کراکا
واژه «کراکا» یک لغت اصیل و کهن در زبان فارسی است که در فرهنگهای قدیمی نظیر فرهنگ اسدی طوسی و اشعار شاعران دوره سامانی مانند دقیقی بلخی به کار رفته است. این کلمه در اصل به پرندهای کوچک و دمدراز اطلاق میشود که امروزه آن را با نام دمجنبانک میشناسیم؛ هرچند در برخی منابع لغوی به عنوان مترادفی برای بلدرچین و صعوه نیز ثبت شده است.
این واژه اگرچه در زبان روزمره و معاصر کاربرد فعلی ندارد، اما در ساختار جدولهای کلمات متقاطع و ادبیات کلاسیک جایگاه مشخصی دارد. برای نمونه، در شعر کهن فارسی از کراکا به عنوان نمادی برای ترس و بیدفاع بودن در برابر صیادان و پرندگان شکاری قدرتمند یاد شده است.