یعنی چه
عبارت «پریشان و نگران» به وضعیت روحی و ذهنی ویژهای اشاره دارد که در آن فرد دچار آشفتگی، تشویش خاطر، بیقراری و دلواپسی شدید نسبت به یک موضوع یا آینده است. این حالت معمولاً با ناآرامی درونی و عدم تمرکز همراه است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «پَریشان و نِگَران» (parišān va negarān) است که از دو واژه با ریشههای متمایز تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً خود کلمه «پریشان و نگران» با ۱۲ حرف است. همچنین بسته به تعداد حروف خواسته شده، کلماتی نظیر مضطرب، مشوش و سراسیمه نیز به عنوان جایگزین کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این حس آشفتگی و دلواپسی توأمان، از ترکیب صفتهای مربوط به اضطراب و پریشانی خاطر استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژگانی که بر قلق (ناآرامی) و اضطراب یا تشتت (پراکندگی ذهن) دلالت دارند، بهترین معادلها برای این عبارت ترکیبی به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل پریشان و نگران
ترکیب وصفی و حسی «پریشان و نگران» نمایانگر یکی از ملموسترین حالات روحی انسان در مواجهه با بحرانها، بیخبریها یا گرههای عاطفی و زندگی است. واژه نخست یعنی «پریشان» ریشه در زبان پهلوی و فعل پریشیدن (به معنی پراکندن و آشفتن) دارد که به جنبه بیرونی یا ذهنی پراکندگی اشاره میکند. واژه دوم یعنی «نگران» صفت فاعلی از مصدر نگریستن (چشم دوختن) است؛ در گذشته به کسی که به نقطهای چشم دوخته و منتظر بود نگران میگفتند که به مرور زمان به دلیل همراه بودن این انتظار با بیم و امید، به معنای دلواپس تغییر یافته است.
در ساختار جملات روزمره، این عبارت برای توصیف احوال افرادی به کار میرود که ثبات فکری خود را موقتاً از دست دادهاند؛ به عنوان مثال میگوییم: «مادر پس از شنیدن خبر حادثه، پریشان و نگران به این سو و آن سو میرفت». این ترکیب به خوبی نشان میدهد که شخص نه تنها در ذهن خود دچار آشفتگی است (پریشان)، بلکه چشمبهراه و بیمناک از آینده یا عاقبت کار نیز هست (نگران).
اگرچه این ترکیب عینا در متون مقدسی مانند قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم عمیق آن در قالب واژههایی چون «مَشْفِقُون» (بیمناکان) و یا توصیف احوال دل مادر موسی با واژه «فَارِغًا» (خالی و شیدا شدن دل از هر چیز جز فکر فرزند) به تصویر کشیده شده است. در ادبیات کلاسیک فارسی نیز جلوههای بصری نظیر زلف ژولیده، بادهای طوفانی و یا مرغ نیمبسمل، همگی نمادهای عینی برای به تصویر کشیدن این حالت درونی و بیقراری مفرط عاشق یا انسان خسته از روزگار هستند.