یعنی چه
رقص رنسانس به مجموعه رقصهای سنتی، درباری و محلی رایج در اروپا طی دوران نوزایی (حدود قرن ۱۴ تا ۱۷ میلادی) اصطلاحاً گفته میشود. ویژگی اصلی این جریان، قانونمند شدن حرکات، پیدایش اولین کتابچههای آموزش رقص در تاریخ و تقسیمبندی آنها به دو دسته درباری (مجلل و نیازمند آموزش) و روستایی (ساده و همگانی) بود. این سبکها ریشه و بستر اولیه شکلگیری رقص باله امروزی به شمار میروند.
تلفظ
این عبارت ترکیبی از دو واژه است؛ واژه اول «رَقص» با فتح راء و سکون قاف و صاد تلفظ میشود و واژه دوم «رِنِسانس» است که حروف راء و نون اول دارای فتحه هستند.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ این عبارت دقیقاً «رقص رنسانس» با ۹ حرف است. همچنین ممکن است به عنوان نشانهای برای رقصهای تاریخی اروپا یا رقص دوران نوسازی اروپا مطرح شود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم تاریخی و هنری از عبارت Renaissance dance استفاده میشود.
به فارسی
از آنجا که این عبارت یک اصطلاح ترکیبی تخصصی در تاریخ هنر است، برگردان یا برابرهای فارسی آن شامل عباراتی چون «رقص دوران نوزایی»، «رقصهای تاریخی اروپا» و «رقص درباری اروپا در عهد نو» میشود.
نماد چیست
در تاریخ هنر و مطالعات فرهنگی، رقص رنسانس نماد آشکاری از «انسانگرایی (اومانیسم)»، «شکوفایی و تجدید حیات فرهنگی اروپا»، «قانونمندی و ثبت هندسی حرکات بدن» و همچنین «گذار از سنتهای خشک و محدودکننده قرون وسطی به ظرافت، پویایی و زیباییشناسی مدرن غربی» است.
جمعبندی و توضیح کامل رقص رنسانس
عبارت «رقص رنسانس» یک اصطلاح لغوی واحد در زبان فارسی نیست، بلکه یک ترکیب توصیفی و تخصصی در حوزه تاریخ هنر، موسیقی و تاریخ تحول حرکات موزون است. واژه رقص ریشه در زبان عربی دارد و واژه رنسانس از زبان فرانسوی به معنی «تولد دوباره» یا «نوزایی» وارد زبانهای دیگر شده است. بنابراین ترکیب این دو واژه به معنای سبکها و جریانات حرکتی و هنری است که در بازه زمانی قرن چهاردهم تا هفدهم میلادی در دربارها و جوامع محلی اروپایی رواج داشت. این رقصها نقشی کلیدی در ساختار اجتماعی آن دوران ایفا میکردند و برای اولین بار در تاریخ، به صورت مکتوب و قانونمند مدون شدند.
از نظر کاربرد واقعی در جملات و متون پژوهشی، این اصطلاح بیشتر در مقالات تاریخ هنر، بررسی سیر تحول موسیقی کلاسیک غربی و تحلیل فرهنگ اشرافی اروپا به چشم میخورد. به عنوان مثال، وقتی پژوهشگران مینویسند «تغییر ساختار رقص رنسانس نشاندهنده رشد طبقه اشراف و اهمیت یافتن آداب معاشرت درباری است»، به خوبی جایگاه اجتماعی این پدیده را روشن میکنند. این رقصها تفاوت آشکاری با سبکهای پیش از خود دارند؛ برخلاف رقصهای قرون وسطایی که بیشتر خصلتی مذهبی، آیینی یا کاملاً رها و بیساختار داشتند، رقصهای دوران رنسانس بر پایه هندسه، توازن، وقار و هماهنگی دقیق با موسیقی طراحی میشدند و یادگیری آنها بخشی از نظام تربیتی فرزندان اعیان و اشراف بود.
یکی از برداشتهای اشتباه و رایج درباره رقص رنسانس این است که برخی آن را با رقص باله امروزی یکی میدانند یا تصور میکنند این سبکها کاملاً عامیانه بودهاند. در حالی که رقصهای این دوره در واقع بستر و ریشه اولیه باله کلاسیک بودند و خود باله بعدها در دربار فرانسه و ایتالیا از دل همین حرکات متولد و مستقل شد. همچنین، رقصهای این دوران به دو دسته کاملاً مجزای درباری (مانند پاوان و گالیارد که بسیار مجلل، آرام و نیازمند آموزشهای سخت بودند) و رقصهای روستایی یا کشوری (که سادهتر، پرانرژیتر و همگانی بودند) تقسیم میشدند و نباید کل این جریان را یکدست فرض کرد.
نکته فرهنگی و کاربردی مهم در بررسی رقص رنسانس، پیوند عمیق آن با مفهوم انسانگرایی یا همان اومانیسم است. در این دوران، بدن انسان و حرکات آن دیگر مانند قرون وسطی مذموم یا صرفاً گناهآلود تلقی نمیشد، بلکه به عنوان ابزاری برای نمایش زیبایی، تناسب، نظم الهی و تعاملات محترمانه اجتماعی نگریسته میشد. کتابچههایی که در این دوران توسط استادان رقص ایتالیایی و فرانسوی نگاشته شد، نه تنها راهنمای گامها و حرکات پا، بلکه نوعی دستورالعمل برای آداب معاشرت، نحوه تعظیم کردن، نگاه کردن و احترام گذاشتن به جنس مخالف در فضاهای عمومی بود.
در نهایت، شناخت این اصطلاح به درک بهتر سیر تحول هنرهای نمایشی و موسیقی در غرب کمک میکند. امروزه در بسیاری از جشنوارههای تاریخ زنده در اروپا یا اجراهای ارکسترهای موسیقی قدیمی، این رقصها با همان لباسهای فاخر و سازهای باستانی بازسازی میشوند تا مخاطبان را با اتمسفر فرهنگی دوران نوزایی آشنا کنند. در فضای زبان فارسی نیز، این عبارت پنجرهای برای ورود به مباحث تخصصی تئاتر، باله، تاریخ اروپا و نشانهشناسی فرهنگی محسوب میشود و در بازیهای فکری و جدولها نیز به عنوان یک ترکیب توصیفی شناختهشده جایگاه خود را دارد.