یعنی چه
علوم خفیه به مجموعهای از دانشها، مهارات و باورهای سنتی و سرّی گفته میشود که به مطالعه و تصرف در امور پنهان، نیروهای ماوراءالطبیعی، جادو، طالعبینی، طلسمات و کیمیا میپردازند. این علوم فراتر از ادراک حسی و روشهای تجربی و اثباتپذیر علمی هستند و به دلیل پنهان بودن از عموم مردم، به این نام خوانده میشوند.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «عُلومِ خَفیّه» است که در آن واژه علوم با ضمه روی عین و لام، و خفیه با فتح خاء و کسر فاء به همراه تشدید روی یاء خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و معماهای کلمات، پاسخ این عبارت دقیقاً ۸ حرف دارد. از دیگر پاسخهای احتمالی و نزدیک به این مفهوم در طراحهای مختلف جدول میتوان به «علوم غریبه»، «کیمیا»، «سیمیا» و «جفر» اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی متداولترین اصطلاح برای ارجاع به این مفهوم Occult Sciences یا به طور خلاصه The Occult است که به جنبههای پنهانی و ماورایی دانشهای باستانی اشاره دارد.
به عربی
در زبان عربی نیز از همین ترکیب به صورت «العلوم الخفیة» استفاده میشود و در کنار آن اصطلاح «العلوم الغریبة» یا «العلوم الباطنیة» نیز رواج فراوان دارد.
به فارسی
معادلها و برگردانهای سره و متداول فارسی این واژه شامل عبارتهایی همچون «دانشهای سرّی»، «علوم غریبه»، «علوم نهان»، «علوم باطنی» و «رازورزی» است که همگی مفهوم پنهان بودن این سنن از دید عموم را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل علوم خفیه
ترکیب «علوم خفیه» از دو واژه عربی «علوم» (جمع عِلم) و «خفیه» (از ریشه خ-ف-ی به معنای پنهان و پوشیده) ساخته شده است و در لغت به معنای «دانشهای پنهان» است. این اصطلاح تاریخی به مجموعهای از باورها، فنون و سنتهای فکری اشاره دارد که مدعی شناخت و کنترل نیروهای نامرئی طبیعت و ماوراءالطبیعه هستند. در تقسیمبندیهای کهن دانش، این علوم در برابر «علوم جلیّه» یا همان دانشهای آشکار و متعارف مانند طب، منطق، هندسه و نجوم قرار میگرفتند. امروزه در زبان فارسی این واژه بیشتر به عنوان مترادف با «علوم غریبه» به کار میرود و شاخههای مشهوری نظیر کیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا (که به پنج انگشت یا کُلُّهُ سِرّ معروفند) و همچنین جفر و رمل را در بر میگیرد.
در ساختار واژگانی، تمام مشتقات خفیه مانند خفا، مخفی و اختفا بر پوشیدگی دلالت دارند، چرا که استادان این حوزه در طول تاریخ باور داشتند که این اسرار نباید در دسترس عامه مردم قرار گیرد تا از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری شود. در جملات معاصر، این اصطلاح معمولاً در بافتهای تاریخی، مردمشناسی یا بررسی مکاتب فکری باستانی به کار میرود؛ برای مثال گفته میشود: «نسخههای خطی متعددی در کتابخانههای قدیمی پیرامون علوم خفیه و شیوههای طالعبینی نگهداری میشود.» این کاربرد نشان میدهد که جامعه امروز بیشتر از منظر تاریخی و فرهنگی به این مقوله مینگرد.
گاهی میان علوم خفیه، عرفان اسلامی و ماوراءالطبیعه در آمیختگی فکری رخ میدهد، در حالی که این مفاهیم تفاوتهای بنیادینی با یکدیگر دارند. عرفان اسلامی بر پایه سیر و سلوک معنوی، تزکیه نفس و تقرب به خداوند استوار است، در حالی که در بسیاری از شاخههای علوم خفیه، هدف اصلی دستیابی به قدرتهای خارقالعاده، پیشگویی آینده، یا تصرف در امور مادی و طبیعی از طریق فرمولها، اعداد، جداول وفق و طلسمات است. بنابراین، نباید هدف غایی عرفان را با ابزارهای مادی و مهارتی علوم غریبه یکسان دانست.
یکی از برداشتهای اشتباه در میان عموم مردم این است که علوم خفیه را به طور کامل با خرافات محض یا جادوگریهای زیانآور برابر میدانند. اگرچه بسیاری از ادعاهای این علوم با معیارهای روششناسی علمی مدرن و علوم تجربی سازگار نیستند و اثباتپذیر به شمار نمیروند، اما برخی از شاخههای آن مانند کیمیا، پایه و مقدمهای تاریخی برای پیدایش دانش شیمی مدرن بودهاند و نجوم احکامی نیز به شناخت اولیه صور فلکی کمک کرده است. از این رو، محققان مدرن به جای نفی مطلق، آنها را به عنوان بخشی از تاریخ اندیشه و تلاش انسان برای درک جهان پیرامون مطالعه میکنند.
در فرهنگ اسلامی و متن قرآن کریم، ترکیب مستقیم «علوم خفیه» به چشم نمیخورد، اما مفاهیم مرتبط با آن نظیر «علم غیب» مطرح شدهاند که مختص ذات باریتعالی و برگزیدگان اوست. همچنین در آیاتی مانند آیه ۱۰۲ سوره بقره، به پدیدههایی چون «سِحر» و ماجرای هاروت و ماروت به عنوان یک واقعیت تاریخی آزمونبخش اشاره شده است. امروزه نمادهای این علوم نظیر مربعهای وفق، حروف ابجد و اشکال هندسی خاص، بیشتر جنبه مو موزهای، هنری یا ادبی پیدا کردهاند و در ادبیات کلاسیک فارسی نیز به عنوان استعارههای شاعرانه برای نشان دادن پیچیدگیهای جهان فراوان به کار میروند.