یعنی چه
نسناس در لغت و باورهای کهن به موجودی افسانهای و موهوم شبیه به انسان اطلاق میشود که طبق روایات قدیمی تنها یک دست، یک پا و یک چشم دارد و مانند پرندگان میجهد. در جانورشناسی قدیمی نیز به نوعی میمون دمکوتاه یا انساننما مانند گوریل و اورانگوتان گفته میشد. امروزه این واژه در زبان عامیانه و ادبیات روزمره مجازاً برای تحقیر و به معنای فردی زشترو، بدسرشت، خبیث یا موذی به کار میرود.
تلفظ
این کلمه متشکل از دو بخشِ «نِس» با سکون سین و «ناس» با الف کشیده است و در زبان فارسی به صورت نِسناس تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «موجود افسانهای»، «دیو آدمنما» یا «نوعی میمون انساننما» ظاهر میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد (اسطورهای یا عامیانه)، از واژههای متفاوتی در انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و در متون کهن عربی به همین صورت با جمع تکسیر «نسانییس» به کار میرود.
نماد چیست
نسناس در فرهنگ و ادبیات نمادی از مسخشدگی، زشتیهای باطنی و ظاهری مجسم، و دوری از انسانیت کامل است. این موجود نمایندهٔ مخلوقات وحشی، ناقصالخلقه و ردهپایینتر از انسان در باورهای اساطیری است و گاه در طنز یا هجو برای نشان دادن مرتبه دانی یا خباثت یک شخص استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل نس ناس
واژه «نسناس» که املای سرهم آن به صورت «نسناس» دقیقتر است، یکی از کلمات اصیل و کهن در ادبیات اساطیری و متون دینی خاورمیانه به شمار میرود. معنای اصلی و اولیهی آن به موجوداتی خیالی، نیمهانسان و نیمهحیوان اشاره دارد که در فضایی بین جهان انسانها و حیوانات قرار میگرفتند. در افسانههای عامیانه، برای این موجود ظاهر عجیبی تصویر میکردند؛ مخلوقی با یک چشم و یک پا که توانایی تکلم داشت اما از خرد انسانی بیبهره بود. در جانورشناسی کهن نیز این واژه را برای توصیف بوزینهها و میمونهای بزرگ جثه و شبهانسان مثل گوریل به کار میبردند تا قرابتی میان ظاهر آنها و انسان برقرار کنند.
از نظر ریشهشناسی، این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. برخی از لغتشناسان معتقدند این کلمه از ماده «نَسّ» به معنی طرد کردن یا خشکی مشتق شده و برخی دیگر آن را ساختاری مبالغهآمیز و تکرارشونده از واژه «ناس» به معنی مردم میدانند که برای تحقیر یا متمایز کردن این موجودات از انسان واقعی ساخته شده است. اگرچه این واژه به طور مستقیم در متن قرآن کریم نیامده، اما در متون تفسیری و روایات اسلامی (مانند ذیل آیات مربوط به آفرینش آدم در سوره بقره) به چشم میخورد. در این روایات اشاره شده که پیش از خلقت حضرت آدم، موجوداتی به نام جن و نسناس بر روی زمین میزیستند که به دلیل فساد و خونریزی فراوان، نسلشان منقرض شد یا از بین رفتند.
در کاربردهای واقعی و جملات ادبی، نسناس تطور معنایی جالبی پیدا کرده است. برای مثال وقتی در متون کهن گفته میشود «آدمی باید که از خوی نسناسی دوری گزیند»، منظور ارتقای مرتبه اخلاقی و دوری از خصلتهای حیوانی است. در ادبیات معاصر و زبان عامیانه، این واژه کاملاً از جنبه اسطورهای خود فاصله گرفته و به عنوان یک صفت تحقیرآمیز و هجوآمیز به کار میرود. امروزه وقتی کسی را نسناس خطاب میکنند، منظور فردی زشترو، بدترکیب، موذی، حیلهگر یا بدسرشت است که رفتارهایش مایه آزار دیگران میشود.
تفاوت ظریفی میان نسناس با واژههای همگروه خود مانند «دیو» و «غول» وجود دارد که معمولاً کاربران آنها را با هم اشتباه میگیرند. دیو در اساطیر ایرانی موجودی است قدرتمند، ماوراءطبیعی و مظهر شر و تاریکی که در برابر پهلوانان میایستد؛ غول نیز بیشتر به موجودات بیابانی، بزرگجثه و گمراهکننده مسافران اطلاق میشود؛ اما نسناس ویژگی بارزش «انساننما بودن» و ناقصالخلقه بودن است. در واقع نسناس بیش از آنکه قدرتمند یا جادویی باشد، موجودی رقتانگیز، مسخشده و پست توصیف میشود که بر لبه باریک انسانیت و حیوانیت حرکت میکند.
برداشت اشتباهی که گاه در مورد این کلمه رخ میدهد، تلقی کردن آن به عنوان یک دشنام صرفاً جنسی یا نامناسب برای محیطهای عمومی است؛ در حالی که این واژه یک لغت دانشنامهای و اساطیری با بار معنایی تحقیرآمیز در حوزه ظاهر و رفتار است و پرداختن به آن در بستر علمی و لغوی کاملاً محترمانه است. نکته کاربردی و فرهنگی در خصوص نسناس این است که بدانیم چگونه باورهای اسطورهای یک جامعه میتوانند در طول قرنها تغییر شکل داده و به اصطلاحات کوچه و بازار تبدیل شوند، به طوری که یک موجود ماورایی پیش از تاریخ، امروز به صفتی برای توصیف رفتارهای خبیثانه روزمره تبدیل شده است.