یعنی چه
اشتراسریسم به دیدگاههای سیاسی برادران اشتراسر در دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ میلادی اشاره دارد. این جریان خود را نوعی ناسیونال سوسیالیسم انقلابی و رادیکالتر از هیتلریسم معرفی میکرد که خواهان ملیسازی صنایع، توزیع ثروت و اقتصاد صنفی بود، اما در نهایت توسط آدولف هیتلر سرکوب شد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «اِشْتِراسْرِیْسْمْ» (Strasserism) است که از نام خانوادگی اشتراسر به همراه پسوند مکتبساز «یسم» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف خواستهشده معمولاً خودِ «اشتراسریسم» (۱۰ حرف) یا مفاهیم وابستهای مثل «جبهه سیاه» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی این واژه به صورت Strasserism نوشته میشود و پیروان آن را Strasserist مینامند.
به فارسی
این واژه به عنوان یک اسم خاص ایدئولوژیک برگردان مستقیم واژگانی ندارد، اما در متون سیاسی فارسی به «نازیسم چپگرا»، «نازیسم انشعابی» یا «ناسیونالسوسیالیسم انقلابی» ترجمه و توصیف میشود.
در قرآن
این اصطلاح یک واژه سیاسی، غربی و مدرن متعلق به قرن بیستم است؛ بنابراین هیچگونه ریشه، کاربرد یا اشارهای در قرآن کریم و متون اسلامی ندارد.
معنی انگلیسی/خارجی
Strasserism is a strand of fascism and Nazism that calls for a more radical, mass-action and anti-capitalist form of national socialism. Named after Gregor and Otto Strasser, it focuses on economic anti-Semitism and worker-based nationalism, distinct from Hitlerism.
جمعبندی و توضیح کامل اشتراسریسم
اشتراسریسم یکی از پدیدههای پیچیده و بحثبرانگیز در تاریخ اندیشههای سیاسی قرن بیستم است که به عنوان یک شاخه فرعی و انشعابی از حزب نازی آلمان متولد شد. این اصطلاح مستقیماً از نام خانوادگی دو برادر به نامهای گرگور و اتو اشتراسر گرفته شده است که در سالهای اولیه شکلگیری ناسیونال سوسیالیسم، رهبری جناح کارگری و رادیکال حزب را بر عهده داشتند. ساختار این واژه ترکیبی از نام ریشه آلمانی «اشتراسر» به همراه پسوند بینالمللی «ـیسم» است که برای نامگذاری مکاتب فکری و ایدئولوژیها به کار میرود و در ادبیات علوم سیاسی جهان جایگاه مشخصی دارد.
برای درک کاربرد واقعی این کلمه در یک جمله، میتوان گفت: «برخی از مورخان معتقدند که اگر جریان اشتراسریسم در آلمان به قدرت میرسید، ساختار اقتصادی این کشور به جای سرمایهداری انحصاری به سمت فئودالیسم دولتی حرکت میکرد.» این جمله به خوبی نشان میدهد که کلمه مذکور صرفاً یک دگراندیشی ساده نیست، بلکه یک ساختار تئوریک متمایز را در فضای راست افراطی توصیف میکند. استفاده از این واژه در تحلیلهای تاریخی برای تفکیک جریانهای درونحزبی فاشیسم بسیار رایج است.
تفاوت اصلی اشتراسریسم با واژههای همطبقه مانند «هیتلریسم» یا «نازیسم سنتی» در رویکرد اقتصادی آنها نهفته است. در حالی که آدولف هیتلر برای تصاحب قدرت با کارخانهداران بزرگ و سرمایهداران آلمانی ائتلاف کرد، اشتراسرها به شدت با سرمایهداری مخالفت میکردند و خواهان ملیسازی ابزارهای تولید و زمینها بودند. با این حال، نباید این جریان را با سوسیالیسم دموکراتیک یا مارکسیسم اشتباه گرفت؛ چرا که اشتراسریسم همچنان بر پایههای عمیق ملیگرایی افراطی، بومیگرایی متعصبانه و یهودستیزی اقتصادی استوار بود و طبقه کارگر را تنها در خدمت منافع ملت میخواست.
یکی از بزرگترین برداشتهای اشتباه درباره اشتراسریسم، تلقی کردن آن به عنوان یک جریان «چپگرا» به معنای مدرن کلمه است. به دلیل استفاده فراوان برادران اشتراسر از شعارهای کارگری و ضدبورژوازی، گاهی به غلط به آنها «نازیهای چپ» میگویند. این برچسب گمراهکننده است، زیرا هدف غایی آنها هرگز انترناسیونالیسم یا برابری جهانی انسانها نبود، بلکه آنها صرفاً ابزار سوسیالیستی را برای تقویت یک دولت ملیگرای تمامیتخواه و نژادپرست میخواستند. در واقع، این مکتب نمونه بارز نظریه «موقعیت سوم» است که تلاش میکند فضایی خارج از دوگانه کلاسیک چپ و راست ایجاد کند.
در نهایت، نکته کاربردی و فرهنگی که امروزه درباره این واژه وجود دارد، بازخوانی و بازتولید آن در میان گروههای نئوفاشیست و راست افراطی معاصر است. با اینکه این جریان در سال ۱۹۳۴ و طی حادثه خونین «شب دشنههای بلند» توسط هیتلر به طور فیزیکی سرکوب شد و گرگور اشتراسر به قتل رسید، اما تفکرات اتو اشتراسر در تبعید زنده ماند. امروزه در تحلیل رفتارهای سیاسی برخی گروههای رادیکال که همزمان شعارهای اقتصادی عدالتخواهانه و دیدگاههای شدیداً بیگانهستیزانه دارند، اصطلاح اشتراسریسم مجدداً برای تبیین خطر رادیکالیسم ترکیبی مورد استفاده قرار میگیرد.