یعنی چه
این عبارت به معنای به دست گرفتن نظارت، کنترل مطلق و غلبه یافتن بر یک شخص، گروه، موقعیت یا قلمرو است؛ به طوری که فرد یا جریان مسلط، هدایت و فرمانروایی امور را در دست بگیرد.
تلفظ
این ترکیب فعلی از واژه عربی سَیْطَرَة (با فتح سین و سکون یاء) به همراه فعل مصدری یافتن (با سکون فاء) در زبان فارسی ساخته شده است.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، واژههایی نظیر چیرگی، تسلط، استیلا یا چیره شدن به عنوان پاسخهای جایگزین برای این مفهوم به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به متن متن، واژههای مربوط به سلطه، حکومت و تفوق کامل به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی از افعال باب فعلله و استفعال برای رساندن مفهوم تسلط مادی یا معنوی بر یک امر استفاده میشود.
به فارسی
برابرها و برگردانهای روان فارسی برای این اصطلاح شامل چیرگی، چیره شدن، دست یافتن بر دشمن، فرمانروا شدن و زیر نظارت و کنترل خود درآوردن است.
در قرآن
خود فعل «سیطره یافتن» در قرآن نیست، اما مشتق اسم فاعل آن در دو آیه آمده است: آیه ۲۲ سوره غاشیه «لَّسْتَ عَلَیْهِم بِمُصَیْطِرٍ» (تو بر آنان سیطره و اجباری نداری) و آیه ۳۷ سوره طور «أَمْ هُمُ الْمُصَیْطِرُونَ» (یا مگر آنها مسلط بر امورند؟).
نماد چیست
این عبارت یک مفهوم انتزاعی و فعلی است و نماد مادی خاصی ندارد، اما در ادبیات سیاسی و اجتماعی به عنوان نمادی از استیلا، حکومت مطلقه و تسلط یک جریان بر رسانهها یا فضای فکری جامعه به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سیطره یافتن
عبارت «سیطره یافتن» ریشه در زبان عربی دارد و از واژه «سیطرة» (برگرفته از ریشه سطر) وارد زبان فارسی شده است. در اصل، مُسیطر به کسی گفته میشده که مأمور مراقبت، نگارش و ثبت اعمال بوده و به مرور زمان این واژه معنای نگهبان، چیره و مسلط پیدا کرده است. این اصطلاح در فارسی امروز برای نشان دادن غلبه کامل و به دست گرفتن زمام امور استفاده میشود.
از نظر معنایی، این اصطلاح ترکیبی مفاهیمی همچون چیرگی، استیلا، تسلط و تحکم را در خود جای داده است. در متون سیاسی، فلسفی و اجتماعی، هرگاه یک جریان، تفکر یا قدرت بتواند رقیبان خود را به حاشیه براند و کنترل فضا را کاملاً در دست بگیرد، از تعبیر سیطره یافتن استفاده میشود که نشاندهنده یک تفوق همهجانبه است.