یعنی چه
ثلثان شدن یک اصطلاح فقهی و حقوقی است و به معنای کم شدن و تبخیر شدن دوسوم (دو قسمت از سه قسمت) آب انگور بر اثر حرارت آتش است، به طوری که تنها یکسوم از آن در ظرف باقی بماند. در فقه اسلامی، آب انگور با جوش آمدن حرام میشود اما پس از ثلثان شدن، مجدداً پاک و حلال میگردد.
تلفظ
این عبارت به صورت ثُلْثانْ شُدَنْ تلفظ میشود که در آن ثُلثان واژهای عربی و به معنای دوسوم است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای راهنمای «کم شدن دوسوم آب انگور» یا «اصطلاح فقهی حلال شدن شیره»، پاسخ اصلی «ثلثان شدن» یا «ذهاب ثلثان» است.
به انگلیسی
در متون حقوقی و فقهی انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عباراتی که به کاهش حجم مایع به یکسوم اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در فقه عربی این فرآیند را «ذهاب الثلثین» (رفتنِ دوسوم) یا «التثلیث» مینامند.
نماد چیست
این عبارت نماد مذهبی یا گرافیکی خاصی ندارد، اما در فرهنگ سنتی و فقهی، نماد پاکی پس از نجاست، دگرگونی مثبت و معیار حلال شدن مایعات جوشیده انگور (مانند شیره) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ثلثان شدن
اصطلاح ثلثان شدن یکی از ترکیبات فقهی و حقوقی خاص در زبان فارسی است که ریشه در قواعد عبادی و احکام حلال و حرام اسلامی دارد. این واژه از ترکیب «ثُلثان» (شکل تثنیه ثُلث در زبان عربی به معنی دوسوم) و فعل مصدری «شدن» در فارسی پدید آمده است. کاربرد اصلی آن دقیقاً به فرآیندی اشاره دارد که در آن آب انگور بر اثر حرارت مستقیم مستقیم جوشیده و دوسوم از حجم اولیه خود را از دست میدهد تا غلیظ شود. بر اساس احکام مذهب تشیع، آب انگور خام به محض جوش آمدن با آتش، نوشیدنش حرام میشود و برای پاک و حلال شدن دوباره، حتماً باید فرآیند ثلثان شدن یا همان تبخیر دوسوم در آن محقق شود.
از نظر ساختار واژگانی، ریشه اصلی این کلمه حروف «ث ل ث» است که در زبان عربی مفهوم عدد سه را افاده میکند. واژههای همخانواده زیادی مانند ثلث، ثلاث، ثالث و تثلیث از همین ریشه در زبان فارسی رواج دارند. جالب اینجاست که خودِ ترکیب «ثلثان شدن» در متن قرآن کریم نیامده است، اما صورت تثنیه آن یعنی «ثُلُثَیْ» (به معنی دوسوم) دو بار در قرآن مطرح شده است؛ یک بار در سوره مزمل برای اشاره به دوسوم از پاسی از شب که پیامبر به عبادت میپرداخت و بار دیگر در سوره نساء در مبحث ارث و سهمالارث دختران. این امر نشان میدهد که مفهوم ریاضی و ساختار زبانی این کلمه کاملاً اصیل و پیشینهدار است.
در کاربرد واقعی و جملات حقوقی یا فقهی، این واژه معمولاً به عنوان شرط حلیت (حلال شدن) مواد غذایی مشتق از انگور مانند شیره انگور یا مویز پخته شده به کار میرود. برای مثال گفته میشود: «آب انگور جوشیده با آتش، پیش از ثلثان شدن قابل خوردن نیست.» تفکیک این اصطلاح با واژههای نزدیک به آن مانند «ثُلث شدن» بسیار مهم است؛ در ثلث شدن هدف باقی ماندن دوسوم است، اما در ثلثان شدن ملاک اصلی رفتن و تبخیر شدن دوسوم و باقی ماندن تنها یکسوم از کل مایع است که متون فقهی قدیمی از آن به عنوان «ذهاب ثلثان» نیز یاد میکنند.
برداشتهای اشتباهی نیز پیرامون این واژه وجود دارد؛ برخی به دلیل تشابه اسمی، آن را با مفهوم «تثلیث» در مسیحیت یا تقسیمات سهگانه مال در وصیتنامه (ثلث مال) اشتباه میگیرند، در حالی که این اصطلاح فرآیندی کاملاً مجزا در فقه الطهاره و احکام اطعمه و اشربه است. همچنین گاهی به غلط تصور میشود که آب انگور با جوش آمدن نجسِ مطلق میشود که اصطلاحاً به آن نجاست ذاتی میگویند، اما طبق نظر اکثر فقها جوش آمدن فقط حرمت مصرف میآورد و با ثلثان شدن این حرمت برداشته میشود و نیازی به تطهیر ثانویه ظرف نیست.
نکته فرهنگی و کاربردی این اصطلاح در جامعه ایرانی، گره خوردن آن با سنت دیرینه «شیرهپزان» است. در اواخر فصل تابستان و پاییز که فصل برداشت انگور در مناطقی مانند همدان، قزوین و اراک است، باغداران آب انگور را در دیگهای بزرگ میجوشانند. هرچند امروزه ممکن است بسیاری از مردم عادی با لفظ دقیق فقهی «ثلثان شدن» آشنا نباشند، اما در عمل تکتک تولیدکنندگان سنتی شیره انگور به این قاعده پایبندند و آنقدر مایع را میجوشانند تا به غلظت استاندارد (یکسوم حجم اولیه) برسد تا هم ماندگاری محصول بالا برود و هم طبق باورهای مذهبیشان محصولی کاملاً پاک و حلال به دست مشتریان برسد.