یعنی چه
در فلسفه سیاسی و جامعهشناسی اسلامی (بهویژه در اندیشه فارابی)، جامعه تغلب یا مدینه تغلب به جامعهای ناسالم و از انواع جوامع جاهلی گفته میشود که ملاک ارزشمندی و هدف غایی مردم و حاکمان آن، دستیابی به قدرت مفرط، چیرگی، استیلا، خوار کردن و غارت سایر جوامع و اقوام است. در این جامعه، افراد به جای همکاری برای رسیدن به سعادت و کمال انسانی، توان و اتحاد خود را صرفِ زورگویی، کشورگشایی و قدرتطلبی فرامرزی میکنند.
تلفظ
واژه «جامعه» به کسرِ عین و واژه «تغلب» با فتح تاء، فتح غین، تشدید و ضم لام تلفظ میشود (تَغَلُّب) که از باب تفعل در زبان عربی آمده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ این اصطلاح فلسفی و اجتماعی ۹ حرف دارد و به عنوان مظهر جامعه استکباری یا جهانگشا شناخته میشود.
به انگلیسی
در ترجمه متون فلسفه اسلامی و جامعهشناسی به زبان انگلیسی، برای رساندن مفهوم مدینه یا جامعه تغلب از واژگانی استفاده میشود که دلالت بر سلطهگری، استیلا و رویکرد امپریالیستی دارند.
به فارسی
برابرهای فارسی یا اصطلاحات نزدیک به این واژه شامل «جامعه سلطهگر»، «جامعه زورگو»، «دولت چیره» و «ساختار استکباری» است که مفهوم حکمرانی بر پایه قهر و غلبه را میرسانند.
نماد چیست
این جامعه در طول تاریخ نماد بارز امپراتوریهای بزرگ جهانگشا و غارتگری است که بر پایه قدرت نظامی مهارنشدنی بنا شده بودند؛ نظیر حکومت چنگیزخان مغول، امپراتوری اسکندر مقدونی، نظامات استعماری قرون گذشته و ساختارهای استکباری و مدرنِ امروزی که به دنبال استثمار ملتهای ضعیفتر هستند.
جمعبندی و توضیح کامل جامعه تغلب
اصطلاح «جامعه تغلب» یا همان مدینه تغلب، یکی از مفاهیم کلیدی و بسیار عمیق در فلسفه سیاسی اسلامی است که نخستین بار توسط ابونصر فارابی، فیلسوف بزرگ ایرانی، در تبیین انواع جوامع غیرفاضله یا جاهلی مطرح شد. این مفهوم امروزه نیز اهمیت خود را حفظ کرده و حتی در کتابهای درسی جامعهشناسی معاصر (مانند پایههای علوم انسانی) به دانشآموزان تدریس میشود تا ساختار جوامع سلطهگر را بشناسند. ریشه واژه تغلب از «غ ل ب» در زبان عربی و از باب تفعل است که معنای به چیرگی تمام دست یافتن، استیلا همراه با قهر و زور، و مغلوب ساختن دیگران را در خود دارد. در واقع، این واژه بر خلاف ساختارهای اجتماعی سالمی که بر پایه تعاون، عدالت و رفاه عمومی شکل میگیرند، جامعهای را توصیف میکند که غایت و آرمان نهاییِ هدایتکنندگان و مردمانش، برتریجویی مادی و به زانو درآوردن سایر فرهنگها و تمدنها است.
برای درک کاربرد واقعی این اصطلاح در جمله، میتوان چنین گفت: «تحلیلگران سیاسی معتقدند که سیاستهای مداخلهجویانه و استعمارگرایانه برخی از قدرتهای بزرگ جهانی در قرون اخیر، مصداق بارزی از بازتولید مدرنِ جامعه تغلب در عرصه بینالمللی است.» این جمله به خوبی نشان میدهد که مفهوم مذکور صرفاً یک بحث نظری و انتزاعی در کتب کهن نیست، بلکه ابزاری تحلیلگرایانه برای توصیف رفتارهای بیرونی و نظامهای استکباری مدرن به شمار میرود. تفاوت ظریف این واژه با مفاهیم نزدیکی مانند «جامعه جنگطلب» در این است که جامعه جنگطلب ممکن است صرفاً به دلیل خوی نظامیگری یا دفاع دست به اسلحه ببرد، اما در جامعه تغلب، تمام ارکان فرهنگی، اقتصادی و روانی جامعه به گونهای تربیت و سازماندهی میشوند که هویت خود را تنها در تحقیر، تسلط و ذلیل ساختن جوامع دیگر معنا کنند؛ یعنی هدف اصلی آنها نه فقط جنگ، بلکه ایجاد رابطه فرادست و فرودست دائمی است.
یکی از برداشتهای اشتباه و رایج درباره این ترکیب، خلط کردن آن با قبیله تاریخی عرب به نام «بنیتغلب» است. قوم یا قبیله تغلب یک گروه نژادی و عشیرهای شناختهشده در تاریخ صدر اسلام و پیش از آن بوده است که به جنگاوری شهرت داشتند. گاهی مخاطبان به دلیل شباهت ظاهری کلمات، «جامعه تغلب» را به معنای جامعه یا مردم منتسب به این قبیله برداشت میکنند؛ در حالی که در متون جامعهشناسی و فلسفی، این اصطلاح کاملاً ناظر بر خصلتِ رفتاریِ «تغلب» (زورگویی و غلبه یافتن) است و هیچ ارتباطی به نژاد، قومیت یا قبیله خاصی از اعراب ندارد و یک عنوان عام برای هر نوع ساختار قدرتِ استکباری در هر جای جهان است.
از منظر کتاب آسمانی قرآن، اگرچه ترکیب دقیق «جامعه تغلب» عیناً به کار نرفته است، اما ریشه آن بارها در قالب افعالی چون «تغلبون» یا «غلبت» آمده است. از آن مهمتر، قرآن کریم ماهیت و ویژگیهای رفتاری این نوع جوامع سلطهگر را با مفاهیمی عمیق همچون «استکبار» و «علواً فیالارض» (برتریجویی و بلندپروازی ظالمانه در زمین) به شدت محکوم کرده است. رفتارهای فرعون، نمرود و جباران تاریخ که در آیات قرآنی توصیف شده، در حقیقت نمایش عینی کارکرد یک جامعه تغلبی است که در آن، کرامت انسانی ملتها فدای جاهطلبی و خودبرتربینی حاکمان زورگو میشود.
نکته کاربردی، فرهنگی و تربیتی مهمی که از بررسی این واژه حاصل میشود، هشدار نسبت به شکلگیری روحیات تغلبی در سطوح کوچکتر اجتماعی است. فرهنگ تغلب تنها منحصر به دولتهای بزرگ و امپراتوریها نیست؛ هرگاه در یک ساختار اداری، آموزشی، خانوادگی یا حتی در روابط میانفردی در شبکههای اجتماعی، افراد به جای تعامل سازنده، همدلی و همافزایی، به دنبال تخریب، تحقیر و اثبات برتری کاذب خود بر دیگران باشند، رگههایی از فرهنگ جامعه تغلب بروز کرده است. شناخت این مفهوم به ما کمک میکند تا با تقویت روحیه عدالتخواهی، تواضع و احترام متقابل، جامعه خود را به سمت مدینه فاضله و تمدنِ حقمدار سوق دهیم و از خوی استکباری در هر سطحی دوری گزینیم.