معنی
این واژه در نقش صفت یا قید به کار میرود و به معنای دگرسار، متبلور، وارونه یا دارای حالت و رنگی متفاوت از گذشته است. در علوم زمینشناسی نیز به نوعی از سنگها (سنگهای دگرگونی) اطلاق میشود که تحت فشار و دمای بالا تغییر ماهیت دادهاند.
یعنی چه
عبارت دگرگون به هر نوع تغییر بنیادین و تحول در ذات، ظاهر یا باطن یک پدیده، شخص یا موقعیت اشاره دارد؛ به طوری که شناسایی آن با حالت اولیهاش متفاوت باشد.
مترادف
واژههای فوق در متون ادبی، علمی و عامیانه میتوانند به جای دگرگون برای رساندن مفهوم تغییر و تحول استفاده شوند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده حفظ وضعیت موجود، عدم تحول و ماندگاری در یک حالت خاص هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از یک ریشه اشتقاق یافتهاند یا در ساختار ترکیبی خود با واژه دگرگون مشترک هستند.
ریشه
این کلمه یک صفت مرکب فارسی است. بخش اول آن یعنی «دِگَر / دیگر» بازمانده از فارسی میانه (تَکَر/دیگَر) به معنی غیر یا متمایز است. بخش دوم یعنی «گون»، پسوند شباهت و صفتساز (از ریشهٔ اوستایی -gaona) به معنی رنگ، چهره، نوع و حالت است. در مجموع یعنی: «به رنگی دیگر» یا «دارای حالتی متفاوت».
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه دگرگون دقیقاً ۶ حرف دارد. با توجه به تعداد حروف طراحان جدول ممکن است از واژههای هممعنی ۵ حرفی مانند متحول یا منقلب نیز استفاده کنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Metamorphic به طور اختصاصی برای سنگهای دگرگونی در زمینشناسی به کار میرود و واژههای Changed و Transformed کاربرد عمومی دارند.
جمعبندی و توضیح کامل دگرگون
واژه «دگرگون» یکی از صفات اصیل و زیبای زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «دگر» (دیگر) و «گون» (حالت، شکل، رنگ) ساخته شده و در اصطلاح به معنای تغییریافته، متحولشده و دگرسار به کار میرود. این واژه وسعت کاربردی بالایی دارد؛ به طوری که هم در زبان عامیانه و ادبیات برای بیان تحولات روحی، فکری و سرنوشت انسانها استفاده میشود و هم در علوم طبیعی نظیر زمینشناسی برای توصیف سنگهایی که ماهیت اولیه آنها تحت فشار و دمای بالا عوض شده است، کاربرد دارد.
از منظر فرهنگی و نشانهشناسی، مفهوم دگرگونی همواره با نمادهایی همچون پروانه (نشانگر دگردیسی کامل) و ققنوس (نماد نوزایی و تغییر بنیادین از خاکستر) همراه است. گرچه خود واژه فارسی دگرگون در متن قرآن مجید نیامده است، اما مفهوم عمیق آن در قالب ریشههای عربی مانند «غیّر» و «قلب» به وفور دیده میشود؛ همانطور که در آیه ۱۱ سوره رعد به صراحت اشاره شده که خداوند سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نمیکند مگر آنکه خودشان احوال درونیشان را تغییر دهند.