یعنی چه
در لغت به معنای خالی شدن یا دور کردن است، اما در اصطلاح فقهی و تاریخی به «نکاح شغار» اشاره دارد. این پدیده نوعی ازدواج رایج در عصر جاهلیت بود که در آن دو مرد، دختران یا خواهران خود را بدون تعیین مهریه با یکدیگر مبادله میکردند، به طوری که عقد هر یک، مَهر دیگری محسوب میشد. این واژه کلاسیک است و مثال مدرنی ندارد.
تلفظ
این کلمه با کسر شین و حروف معجمه به صورت «الشِّغار» تلفظ میشود. در زبان فارسی معمولاً بدون الف و لام معرفه و به شکل «شِغار» به کار میرود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع و مسابقات فرهنگی، پاسخ این اصطلاح فقهی و نکاح معاوضهای دوران جاهلیت، واژه شش حرفی «الشغار» یا شکل چهار حرفی آن یعنی «شغار» است.
به عربی
این واژه ریشه خالص عربی دارد و در متون حقوقی و فقه جهان عرب به همین صورت برای اشاره به این نوع عقد باطل استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل معادل یککلمهای دقیقی برای آن وجود ندارد، اما میتوان آن را به «ازدواج مبادلهای»، «نکاح معاوضهای» یا «پیوند بدلی بدون مهر» ترجمه و تفسیر کرد.
در قرآن
کلمه «الشغار» در آیات قرآن کریم ذکر نشده است؛ با این حال، حکم فقهی و بطلان صریح آن در احادیث متواتر پیامبر اسلام (ص) آمده است، جایی که به صراحت فرمودهاند: «لا شِغارَ فِي الإِسلام» یعنی در اسلام چنین ازدواجی وجود ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل الشغار
واژه «الشغار» یا همان نکاح شغار، به عنوان یکی از کلیدیترین مفاهیم حقوقی و تاریخی در بررسی تحول حقوق زن و خانواده، حامل باری معنایی و ساختاری بسیار عمیق است که ریشه در پویایی زبان عربی و تحولات تشریع اسلامی دارد. بررسی دقیق ریشه و ساخت این کلمه نشان میدهد که از ماده «ش غ ر» مشتق شده که در لغت به معنای خالی شدن، دور شدن، سگ پایی برآوردن برای ادرار و یا بلند کردن پا است؛ پیوند معنایی عمیقی میان این تعابیر لغوی و واقعیت اجتماعی آن وجود دارد، زیرا در این نوع پیوند سنتی، نکاح از مهمترین ارکان مالی و اخلاقی خود یعنی «مهر» تهی میشد و زن عملاً به ابزاری برای مبادله تبدیل میگشت که با بلند کردن پای او جهت زناشویی، معامله میان دو سرپرست بدون هیچگونه پرداخت عوض مالی به خود زن نهایی میشد. کاربرد واقعی این واژه در متون فقهی، حدیثی و تاریخ حقوق اسلام، صرفاً یک گزارش ساده تاریخی نیست، بلکه تعیینکننده مرز دقیق میان نظام حقوقی توحیدی و ساختارهای طبقاتی و مردسالارانه عصر جاهلیت است. این واژه به عنوان مصداق بارزی از عقود باطله، در احادیث متواتر نبوی با تعبیر صریح «لا شغار فی الاسلام» مورد نهی قرار گرفته و به عنوان نمادی از الغای نگاه کالا انگارانه به انسان در شریعت اسلام شناخته میشود.
در تحلیل تفاوت این واژه با اصطلاحات نزدیک، باید دقت داشت که شغار با مفاهیمی چون «نکاح معاطاتی»، «نکاح بدون ذکر مهر» (تفضیل یا تفویض) و یا سنتهای محلی دیگر تفاوت بنیادین دارد. در نکاح بدون ذکر مهر، عقد باطل نیست و زن مستحق مهرالمثل میشود، اما در شغار، نفس مبادله دو زن به عنوان مهر یکدیگر، علت تامه بطلان عقد است. همچنین برخی به اشتباه این واژه را با تعابیر عامیانهای مانند «نکاح شغال» یا مفاهیم متفاوتی چون ازدواج اجباری همپوشان میدانند، در حالی که شغار فرمول حقوقی مشخصی داشت که در آن رضایت یا عدم رضایت زن اصلاً موضوعیت پیدا نمیکرد و وجه تمایز آن، قرار گرفتن بضع (کامجویی از زن) به عنوان مهر زن دیگر بود. از سوی دیگر، یکی از بزرگترین برداشتهای اشتباه در خصوص شغار، منحصر دانستن آن به گذشتههای بسیار دور و عدم درک پویایی آن در دوران معاصر است؛ اگرچه واژه شغار صبغه تاریخی دارد، اما روح و ماهیت آن که تبادل متقابل اعضای خانواده بدون در نظر گرفتن استقلال مالی زوجه است، هنوز تحت عناوین بومی و محلی مانند «شغار»، «بردل» یا «نافبُران متقابل» در برخی خردهفرهنگهای قبیلهای و سنتی در خاورمیانه مشاهده میشود که نیازمند واکاوی فقهی و قانونی مداوم است.
نکته کاربردی و حیاتی در خصوص این واژه برای حقوقدانان، پژوهشگران مطالعات زنان و جامعهشناسان، درک این واقعیت است که بطلان شغار در فقه اسلامی و به تبع آن در قوانین مدنی کشورهای اسلامی از جمله ماده ۱۲۱۱ قانون مدنی ایران که بر بطلان شروط مفسد عقد صراحت دارد، یک قاعده آمره است. این اصطلاح به ما میآموزد که قانونگذار اسلامی با تکیه بر اصول انسانی، استقلال اقتصادی و هویت حقوقی مستقلی برای زن قائل شده است، به طوری که هیچ ولی یا سرپرستی حق ندارد حق مالی زن (مهریه) را ابزار داد و ستد شخصی یا خانوادگی خود قرار دهد. در نهایت، جمعبندی ابعاد ششگانه این واژه ما را به این نتیجه میرساند که الشغار فراتر از یک لغت، یک پرونده زنده حقوقی و نمادشناسی دقیقی از گذار از بربریت سنتی به عقلانیت وحیانی است که شناخت ابعاد آن، پایهای استوار برای دفاع از حقوق مالی و معنوی زنان در نظامهای حقوقی معاصر فراهم میسازد.