یعنی چه
این عبارت به گروهی از سازهای زهی (کوردوفونها) اشاره دارد که تولید صدا در آنها از طریق ارتعاش سیمها به وسیله ضربه زدن، ناخن زدن یا کشیدن زخمه و مضراب صورت میگیرد. سازهایی مانند تار، سهتار، دوتار، تنبور، عود (بربط) و سنتور در این دستهبندی قرار میگیرند. این شیوه اجرا در مقابل سازهای زهی آرشهای (مانند کمانچه یا ویولن) قرار دارد که صدا در آنها با کشیدن کمانه تولید میشود.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی به صورت «از (az) سازهایِ (sāzhā-ye) زهیِ (zahi-ye) مضرابی (mezrābi)» است. واژه مضرابی از ریشه عربی ضَرَبَ مشتق شده و به ابزار نواختن اشاره دارد.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، اگر این عبارت به عنوان سوال مطرح شود، طراح معمولاً به دنبال نام یکی از سازهای مشهور این خانواده مانند «تار» یا «سه تار» است. همچنین خود این عبارت ترکیبی دقیقاً دارای ۱۷ حرف (بدون احتساب فواصل) است که در جدولهای بزرگ به عنوان کلید راهنما استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این دسته از سازها از واژه Plucked به معنای کندن یا زخمه زدن استفاده میشود تا ساختار اجرایی آنها از سازهای آرشهای (Bowed) متمایز گردد.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل و متون کهن موسیقی، گاهی به جای واژه مضرابی از اصطلاح «زخمهای» یا «سیمی» استفاده میشود. واژه ساز ریشه پهلوی دارد و به معنای ابزار هماهنگ است، زه به معنای روده یا سیم است و مضراب اصطلاحی وامگرفته از عربی به معنی آلت ضرب است.
جمعبندی و توضیح کامل از سازهای زهی مضرابی
اصطلاح علمی و تخصصی «از سازهای زهی مضرابی» در حقیقت یک کلیدواژه بنیادین در ساختارشناسی سازها و سیستم طبقهبندی کورت زاکس و اریش فون هورنبوستل است که به طور مشخص به رده کوردوفونها یا همان سازهای زهی تعلق دارد. این ترکیب واژگانی حاصل همنشینی سه مفهوم مجزا اما متصل است؛ «ساز» که ریشهای کهن در فرهنگ و زبانهای هندواروپایی دارد، «زه» که اشاره به عامل مرتعششونده و تولیدکننده فرکانس صوتی دارد و در گذشته از متریالهای ارگانیک مانند روده تابیدهشده گوسفند تهیه میشد، و «مضراب» یا همان زخمه که از ریشه عربی ضرب میآید و به ابزار واسط واسطه انتقال انرژی مکانیکی دست نوازنده به سیمها اطلاق میگردد. در تحلیل ساختار مکانیکی این رده از سازها، سیمها تحت کشش مشخصی روی یک صفحه تشدیدکننده یا جعبه پژواک کشیده شدهاند و نوازنده با تحریک مستقیم آنها از طریق یک شیء خارجی یا حتی ناخن خود، موجب ایجاد موجهای ایستا و تولید صدا میشود. جنس این مضرابها بسته به نوع ساز، جغرافیا و مکتب نوازندگی تغییر میکند و میتواند از متریالهای سنتی مانند شاهپر پرندگان شکاری، موم طبیعی عسل، برنج، مس، شاخ گوزن و استخوان تا مواد پلیمری و سلولوئیدی مدرن متغیر باشد که هر کدام رنگ صوتی و ارتعاشات هارمونیک متفاوتی را به ساز میبخشند.
در عرصه کاربرد واقعی و محیطهای آکادمیک، این اصطلاح برای مرزبندی دقیق میان تکنیکهای اجرایی و ساختار آکوستیکی آلات موسیقی به کار میرود؛ به طوری که در هنرستانها و دانشکدههای موسیقی جهان، متدهای آموزشی و ارکستراسیون بر پایه همین تفاوتهای ساختاری تالیف میشوند. تکنیکهای کیفی و دینامیکی که یک نوازنده برای اجرای مضرابهای راست و چپ، ریز، کنده و دراب روی یک ساز زهی مضرابی پیاده میکند، به کلی با مکانیسم اجرای یک ساز زهی آرشهای یا کوبهای متفاوت است و فیزیک متفاوتی از ارتعاش سیم را درگیر میکند. تفاوت ظریف و عمیق این دسته با سازهای دیگر در همین نوع برخورد با سیم نهفته است؛ به عنوان نمونه، سازی مانند سنتور اگرچه دارای دهها سیم کشیده شده است و نوازنده با دو ترکه چوبی به نام مضراب بر آن میکوبد، اما به دلیل ماهیت ضربهای و نمددار بودن مضرابهایش، در دستهبندی علمی دقیق در زیرمجموعه سازهای زهی-کوبی یا چکشدار قرار میگیرد، در حالی که سازهایی چون تار، سهتار، تنبور، عود و دیوان به طور مطلق و بدون واسطه چکش، در گروه سازهای زهی-زخمهای یا همان مضرابی جای دارند و اصالت صوتی آنها وابسته به کشیده شدن یا زخمه زدن به سیم است.
یکی از رایجترین برداشتهای اشتباه و خلط مباحث در میان عموم جامعه و حتی برخی از علاقهمندان مبتدای موسیقی این است که تصور میکنند وجود سیم به تنهایی برای قرارگیری یک ساز در این رده کافی است. این تصور نادرست باعث میشود که ساز عظیمی مانند پیانو به اشتباه در این گروه تصور شود؛ در حالی که پیانو علیرغم بهرهگیری از صدها سیم فولادی مستحکم، به دلیل برخورداری از سیستم کلاویه، اهرم و چکشهای نمدی که از بالا بر سیمها فرود میآیند، یک ساز شستیدار کوبهای به شمار میرود و مکانیسم صوتی آن هیچ سنخیتی با مضراب زدن ندارد. همچنین کمانچه یا ویولن با وجود داشتن سیم و ساختار زهی، به علت اینکه عامل محرک سیم در آنها کشش مداوم موی اسب روی سیم یعنی آرشه یا کمان است، در گروه سازهای زهی آرشهای دستهبندی میشوند و نباید با مضرابیها اشتباه گرفته شوند. درک صحیح این تفاوتهای ساختاری و آکوستیکی نه تنها به شناخت دقیقتر فرهنگ صوتی ملل کمک میکند، بلکه مانع از فرضیات اشتباه در واژهشناسی موسیقی میشود.
از منظر نمادین، تاریخی و فرهنگی، سازهای زهی مضرابی نظیر تار، سهتار و دوتار، به منزله ستونهای استوار و هویتبخش موسیقی دستگاهی و ردیف سنتی ایران به شمار میآیند. این آلات موسیقی در طول سدههای متمادی همواره با شعر کلاسیک فارسی، ادبیات عرفانی، حلقههای اهل حق و مجالس انس پیوند فرهنگی ناگسستنی داشتهاند. طنین منحصربهفرد ریزها، شلالها و مضرابهای چپ و راست در این سازها، انعکاسدهنده مستقیم حالات درونی، نوسانات تاریخی و ظرافتهای مینیاتوری هنرمندان فلات ایران است. همین نفوذ عمیق فرهنگی و ساختار هندسی و مشخص کلمات باعث شده که عبارت «از سازهای زهی مضرابی» کاربرد بسیار گستردهای در ادبیات معماگونه، طراحان جدولهای متقاطع و مسابقات فرهنگی داشته باشد و به عنوان یک ارجاع استاندارد شناخته شود.
به عنوان یک نکته کاربردی و کلیدی، شناخت دقیق این دستهبندی ساختاری به نوازندگان، خریداران و مروجان موسیقی کمک میکند تا پروتکلهای نگهداری و اصول فیزیکی ساز خود را به شکل بهتری مدیریت کنند. سیمهای سازهای زهی مضرابی به دلیل ضربات، تماسها و اصطکاکهای مداوم مضراب، به شدت در معرض فرسودگی، اکسیداسیون، ناکوکی پیاپی و تغییر فرکانس قرار دارند. فراگیری تکنیک مضرابزنی اصولی و زاویه صحیح برخورد زخمه با سیم، حیاتیترین فاکتور در استخراج یک صدای شفاف، رسا و بدون گز زدن است و از اعمال فشار بیش از حد به صفحه چوبی و پلهای داخلی ساز که منجر به نشست صفحه یا تغییر فرم دسته میشود، جلوگیری به عمل میآورد.