یعنی چه
واژهٔ «وصمت» (وَصْمَت) در لغتنامه دهخدا و متون کهن ادبی به معنای عیب، نقصان، ناگواری، ننگ و رسوایی آمده است. این کلمه زمانی به کار میرود که اعتبار، آبرو یا کمال چیزی دچار خدشه، لکه یا تهمت شده باشد. برای نمونه در کتاب کلیله و دمنه آمده است: «ملک از وصمت غدر منزه باشد» یعنی پادشاه از عیب و ننگِ پیمانشکنی پاک است.
تلفظ
این واژه به صورت فتح واو، سکون صاد و فتح میم (وَصْمَت) تلفظ میشود. باید توجه داشت که این کلمه یک واژهٔ مستقل است و نباید آن را با ترکیب «و + صمت» (به معنی و سکوت) اشتباه گرفت.
در جدول
اگر در جدولهای متقاطع عبارت دقیق «وصمت در دهخدا» پرسیده شود، طول پاسخ ۱۱ حرف است. اما اگر معنای خود کلمهٔ «وصمت» مد نظر باشد، کلماتی مانند عیب، ننگ، عار، لکه و آهو (به معنی عیب) پاسخهای رایج هستند.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم وصمت در زبان انگلیسی، بسته به سیاق متن از واژگانی استفاده میشود که به لکهدار شدن دامن، بدنامی یا وجود نقص و ایراد در یک ساختار اشاره دارند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و سره برای این واژه شامل عیب، آهو (در معنای کهن به معنی نقص)، رسوایی، سرزنش و پاکنبودن دامن از تهمت است. در نقطهٔ مقابل، واژههایی چون پاکی، نزاهت، بیعیبی، کمال و شرف متضادهای معنایی آن به شمار میروند.
در قرآن
کلمهٔ «وصمت» یا ریشهٔ آن در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ بنابراین از نظر لفظی در قرآن منفی است. با این حال، مفاهیم و مصادیق نزدیک به آن مانند عیب، عار، وزر، ذنب و افتراء در آیات متعددی بررسی و نهی شدهاند.
نماد چیست
در ادبیات سنتی و فرهنگ عامه، وصمت نمادِ عینیِ اثرِ ناپاکی، گناه یا تهمتی است که بر دامن آبرو و اعتبار یک فرد یا یک جریان مینشیند و اصالت و کمال اولیهٔ آن را مخدوش میکند.
جمعبندی و توضیح کامل وصمت در دهخدا
واژهٔ «وصمت» (وَصْمَت) یک واژهٔ اصیل با ریشهٔ عربی (و-ص-م) است که از دیرباز به متون ادبی و لغتنامههای شاخص فارسی مانند دهخدا راه یافته است. معنای بنیادین این کلمه بر لکهدار کردن، معیوب ساختن و ایجاد نقص استوار است. در کاربردهای کهن، هرگاه سخن از آسیب دیدن آبرو، متهم شدن به خیانت یا وجود یک ایراد اساسی در کار یا بدن بوده، از این لفظ استفاده میشده است.
نکتهٔ کلیدی در بررسی این کلمه، تفکیک دقیق آن از واژهٔ «صمت» به معنای خاموشی است؛ وصمت به هیچ عنوان با سکوت ارتباطی ندارد و خود یک ریشهٔ مستقل به معنی شکافتن یا عیبدار کردن است. در اشعار و متون کلاسیک فارسی نظیر کلیله و دمنه، این کلمه بازتابدهندهٔ زشتیِ عهدشکنی و رسواییهای اخلاقی و اجتماعی است.
در مجموع، وصمت در لغتنامه دهخدا مترادف با ننگ، عار، عیب و تهمت گزارش شده و در بازیهای فکری و جدول نیز معمولاً به عنوان کلیدی برای رسیدن به پاسخهای کوتاهی چون «عیب» یا «ننگ» به کار میرود. این واژه نمادی از برچسبهای اجتماعی منفی و مخدوش شدن بیعیبی و کمال است.