یعنی چه
واژه اعقر در زبان عربی به دو صورت مفهومسازی میشود؛ یکی به عنوان اسم تفضیل از ریشه عقر به معنای نازاتر و عقیمتر، و دیگری در شکل فعلی یا وصفی آن که به معنای پیکننده، بریدن تاندون پا و زمینگیر کردن حیوان به کار میرود.
تلفظ
این کلمه با فتحه روی الف، سکون عین، فتحه قاف و ر تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی به عنوان پاسخ شناخته میشوند که با تعداد حروف مشخص، مفهوم نازاتر یا پیکردن حیوان را برسانند.
به انگلیسی
بسته به کاربرد واژه در متن، معادل انگلیسی آن تغییر میکند؛ در مفهوم بیولوژی به معنای ناباروری مفرط و در مفهوم فیزیکی به معنای معلول کردن حرکت است.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و از ریشه ثلاثی مجرد «ع ق ر» مشتق شده است.
به فارسی
در برگردان دقیق فارسی میتوان آن را با عباراتی چون «نازاتر»، «سترونتر» یا فعل «پیکردن و از کار انداختن اندام حرکتی» معنا کرد.
در قرآن
خود ساختار دقیق کلمه «أعقر» در متن قرآن نیامده است، اما فعل همخانواده آن یعنی «فَعَقَرُوا النَّاقَةَ» در ماجرای قوم ثمود به معنی پیکردن و کشتن شتر حضرت صالح، و همچنین واژه «عاقر» به معنی زن نازا در داستان حضرت زکریا به کار رفته است.
نماد چیست
در فرهنگ و ضربالمثلهای عربی، عبارت «أعقر من بغلة» (نازاتر از قاطر) نماد بیباری مطلق است. همچنین در متون دینی، این ریشه نماد خشونت علیه حیات، قطع نسل و سرپیچی از فرمان الهی محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اعقر
واژه «اعقر» یک واژه اصیل عربی برخاسته از ریشه ثلاثی «عقر» است که دو پهلوی معنایی عمده دارد. در یک سو به عنوان صفت تفضیلی به معنای نازاتر، عقیمتر و ویرانکنندهتر به کار میرود و در ادبیات کلاسیک برای توصیف اوج بیباری یا مهلک بودن چیزی استفاده میشود.
از سوی دیگر، ریشه این کلمه با مفهوم فیزیکی قطع کردن اندام حرکتی و پی کردن چهارپایان (به ویژه شتر و اسب) گره خورده است. این کاربرد دوم، بار معنایی خشونتآمیز و سرکشانه دارد که نمونه بارز آن در داستانهای قرآنی مربوط به هلاکت ناقه صالح به چشم میخورد.
در مجموع، این واژه چه در زبان فارسی و چه عربی، نشاندهنده از کار افتادن، قطع نسل، متوقف شدن حرکت و از بین رفتن توانایی باروری یا پویایی است.