یعنی چه
این اصطلاح به غیبِ مطلق و مرتبهای از ذات پروردگار (مقام ذات) اشاره دارد که به هیچ وجه قابل ادراک نبوده و هیچ مخلوقی، حتی پیامبران و فرشتگان مقرب، به کنه آن دسترسی ندارند؛ جایی که هنوز هیچ تجلی و کثرتی (حتی اسما و صفات الهی) آغاز نشده است.
تلفظ
تلفظ این واژه بر اساس قواعد زبان عربی به صورت غَیبُ الْغُیوب (Ghayb-ul-Ghuyoob) است که از ترکیب اضافی «غَیب» (نهان) و «غُیوب» (جمع غیب) ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به این مفهوم معمولاً خود واژهٔ «غیب الغیوب» با ۹ حرف است. همچنین عباراتی نظیر غیب مطلق یا عنقای مغرب نیز به عنوان مفاهیم همطراز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در برگردانهای انگلیسی متون فلسفی و عرفان اسلامی، از این عبارات برای رساندن مفهوم ساحت دستنیافتنی حقیقت وجود استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح اصالتاً ترکیبی عربی است که به طور گسترده در مکتب عرفانی ابنعربی و حکمت الهی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و توصیفی این اصطلاح شامل تعابیری همچون «نهانِ نهانها»، «غیب مکنون»، «مقام ذات» و «هویت مطلقه» است که پنهانترین لایه حقیقت را نشان میدهند.
در قرآن
واژهٔ دقیق «غیبالغیوب» در متن قرآن وجود ندارد؛ اما مفاهیم همسو با آن مانند «عَالِمُ الْغَیْبِ» (دانای غیب)، «عَلَّامُ الْغُیُوبِ» (دانای نهانها) و «مَفَاتِحُ الْغَیْبِ» (کلیدهای غیب) به کرات آمدهاند. بنابراین غیبالغیوب یک اصطلاح تفسیری، عرفانی و فلسفی است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی (مانند اشعار و متون ابنعربی)، این مرتبه به دلیل عدم دسترسی مخلوقات به آن، به «عنقای مُغرب» یا سیمرغی که هرگز به دام نمیافتد و ناپدید است نمادپردازی میشود. این مفهوم نمادِ تامِ ذاتِ پاک پروردگار، پیش از تجلی اسما و صفات است.
جمعبندی و توضیح کامل غیب الغیوب
اصطلاح «غیبالغیوب» یکی از کلیدیترین و عمیقترین مفاهیم در عرفان اسلامی و حکمت الهی است که به پنهانترین و عالیترین مرتبه از ذات خداوند اشاره دارد. در این ساحت که از آن به «مقام ذات» یا «هویت مطلقه» نیز یاد میشود، هیچگونه کثرت، اسما، صفات یا تجلی آغاز نشده است و حقیقت مطلق در نهایتِ خفا و مصونیت از ادراکِ مخلوقات قرار دارد؛ به طوری که حتی فرشتگان مقرب و پیامبران الهی نیز توانایی احاطه و فهم کنه آن را ندارند.
اگرچه این ترکیب ساختاری عربی دارد و از دو واژه غیب و غیوب (جمع غیب) تشکیل شده است، اما یک اصطلاحِ اصیلِ عرفانی و فلسفی به شمار میرود که در متن صریح قرآن نیامده است؛ هرچند ریشههای مفهومی آن در آیاتی که به علم مطلق غیب الهی اشاره دارند، به وضوح دیده میشود. در ادبیات منظوم و منثور عرفانی، این مرتبه دستنیافتنی را با نمادهایی همچون «عنقای مغرب» توصیف میکنند تا نشان دهند حقیقتی است که سیمرغِ وهم و عقل هیچگاه به ساحت آن پر نمیکشد.