یعنی چه
این واژه در لغتنامههای شاخص فارسی به عنوان کلمه مستقل معنا نشده است. در واقع دو تحلیل برای آن وجود دارد: ۱) در گویشهای عربی (مانند شامی) فعلی مضارع به معنی «او زخم میزند/آسیب میرساند» است. ۲) در متون فقهی و حقوقی ترکیبی از حرف جر «بِـ» + «جرح» به معنی «با زخمی کردن» یا «با زیر سؤال بردن اعتبار و شهادت یک شاهد» (در اصطلاح جرح و تعدیل) است.
تلفظ
در حالت فعل عربی گویشی به صورت «بَجْرَح» (بَـ + جْـ + رَ + حْ) و در ترکیب عربی حقوقی به صورت «بِجَرْح» (بِـ + جَـ + رْ + حْ) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ ۴ حرفی برای سؤالات مربوط به «با زخمی کردن» یا «رد کردن شاهد در حقوق» کلمه «بجرح» است.
به انگلیسی
بسته به کاربرد فعلی یا اصطلاح حقوقی، معادلهای متفاوتی در انگلیسی دارد.
به عربی
این کلمه خود ریشه و ساختار عربی دارد و از ماده «ج ر ح» مشتق شده است.
به فارسی
برگردان دقیق فارسی آن در حالت فعلی «میآزارد» یا «زخم میزند» است و در حالت ترکیبی فقهی به معنای «با ایراد گرفتن به صلاحیت شاهد» یا «با آسیب رساندن» به کار میرود.
نماد چیست
این واژه نماد اسطورهای خاصی ندارد، اما در مفهوم استعاری و کاربردی، نشانه وارد کردن رنج و زخم (فیزیکی یا عاطفی) و در فضای حقوقی، نماد مخدوش کردن و به چالش کشیدن اعتبارِ ادعا یا شهادت است.
جمعبندی و توضیح کامل بجرح
واژه «بجرح» یک لغت مستقل و اصیل در زبان فارسی معیار به شمار نمیرود. این کلمه در واقع ریشه در زبان عربی (ماده ج ر ح) دارد و با توجه به بافت متن، دو کاربرد کاملاً متفاوت برای آن متصور است؛ در یک رویکرد، صورت صرفی و گویشی از یک فعل عربی به معنی «او زخم میزند و آسیب میرساند» است که مجازاً برای دلآزردن و رنجاندن نیز به کار میرود.
در رویکرد دوم که بیشتر در متون کهن فقهی، حدیثی و حقوقی ایران دیده میشود، این واژه ترکیب حرف جر «بِـ» و اسم «جَرْح» است. در این حالت معنای «با زخمی کردن» یا در اصطلاح حقوقی «با رد کردن اعتبار و شهادت شاهد» میدهد که در مقابل اصطلاح تعدیل قرار میگیرد. خود این ترکیب در قرآن نیامده اما همخانوادههای آن مانند «الجروح» به معنی زخمها در سوره مائده ذکر شدهاند.