یعنی چه
واژه «چارمخالف» (چهار مخالف) در متون کلاسیک فارسی و جهانبینی کهن، به عناصر اربعه (آب، آتش، باد، خاک) و همچنین اخلاط چهارگانه بدن (خون، بلغم، صفرا، سودا) اشاره دارد. از آنجا که این طبعها و عناصر با یکدیگر در تضاد و کشمکش دائمی هستند (مانند ضدیت آب و آتش)، ادیبان و فیلسوفان آنها را «چارمخالف» یا «چار ضد» مینامیدند.
تلفظ
این واژه از ترکیب دو بخش «چار» (مخفف چهار با سکونِ راء) و «مُخالِف» (با ضمه ميم و کسره لام) ساخته شده است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخی ۸ حرفی برای طراحهایی با موضوع «کنایه از عناصر چهارگانه» یا «اخلاط اربعه در شعر کهن» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای مفاهیم پزشکی کهن از واژه humors و برای عناصر طبیعی از elements استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی عثمانی و آذربایجانی، برای اشاره به این مفهوم فلسفی و طبی از این ترکیبات استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق و روان فارسی و معرب این اصطلاح در متون دیگر شامل «چارطبع»، «چهار عنصر»، «اخلاط متباین» و «امشاج» است.
در قرآن
این عبارت یک اصطلاح کاملاً فلسفی، ادبی و پزشکیِ سنتی در زبان فارسی است و در متن قرآن به کار نرفته است؛ هرچند مفاهیمی چون اختلاف شب و روز یا تضادهای طبیعی در آیات متعددی ذکر شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل چارمخالف
واژه «چارمخالف» یک اصطلاح ترکیبی اصیل و کنایی در ادبیات کلاسیک فارسی و طب سنتی است. این کلمه از دو جزء «چار» (فارسی میانه) و «مخالف» (عربی) تشکیل شده و مستقیماً به عناصر چهارگانه طبیعت (آب، باد، خاک، آتش) و یا اخلاط چهارگانه بدن انسان (دم، صفرا، سودا، بلغم) اشاره دارد. علت این نامگذاری، تضاد ذاتی و کشمکش دائمی است که میان این عناصر و طبعها برقرار است.
در جهانبینی قدمایی و اشعار شاعرانی چون سنایی غزنوی، این ترکیب کنایه از ناپایداری جهان مادی و جسم انسان است. حکما معتقد بودند که تعادل این چهار عنصر متضاد مایه سلامت و حیات است و به محض هم خوردن این تعادل و غلبه یکی بر دیگری، بیماری و در نهایت مرگ (فروپاشی ترکیب جسم) رخ میدهد.
بنابراین، چارمخالف در حل جدول یا تحلیل متون نظم و نثر کهن، نمادی از عالم ماده، ساختار جسمانی انسان و ستیز نیروهای متقابل در آفرینش به شمار میرود و نباید آن را یک ترکیب وصفی ساده یا اشتباه نگارشی تلقی کرد.