یعنی چه
این واژه از نظر لغوی به معنای پرستیدن سنگهای گرانبها و تجملات مادی است که به طور مجازی به دنیاپرستی و اصالت دادن به مادیات اشاره دارد. همچنین در برخی بسترها به عنوان معادل واژه غربتیافتهٔ Apotheosis (به مقام خدایی رساندن یا ایزدپنداری یک انسان) به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه در زبان فارسی معیار به صورت [gowhar-parasti] است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «گوهر پرستی» با ۹ حرف است. از دیگر پاسخهای احتمالی و هممعنی میتوان به مادیگرایی اشاره کرد.
به انگلیسی
بسته به متن مورد نظر، در معنای مادی از Gem-worship یا Idolization of wealth و در معنای اسطورهای و ادبی از Apotheosis استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای سره و ترکیبات همارز فارسی این واژه شامل زرپرستی، تجملپرستی، مالپرستی، و در مفاهیم نمایشی و سره «پسیندید» است.
در قرآن
واژه «گوهرپرستی» به صورت مستقیم در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، مفهوم آن با اصول مذمت دنیاطلبی (حبّ الدنیا)، شرک، و دلبستگی به غیر خدا در فرهنگ قرآنی همخوانی و ارتباط معنایی دارد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در منطقالطیر عطار نیشابوری، «کبک» نماد گوهرپرستی و منیت است؛ چرا که کبک شیفته سنگریزهها و گوهرهای درخشان کوهستان است و به خاطر این دلبستگی مادی، از سفر معنوی به سوی سیمرغ باز میماند.
جمعبندی و توضیح کامل گوهر پرستی
واژه «گوهرپرستی» ترکیبی اصیل از دو بخش «گوهر» (با ریشه پهلوی gōhr به معنی ذات یا سنگ قیمتی) و «پرستی» (از مصدر پرستیدن) است. این واژه در دو ساحت مادی و اصطلاحی معنا مییابد؛ در وجه اول به شیفتگی مفرط نسبت به جواهرات، تجملات و ثروت دنیوی اشاره دارد که نوعی مادیگرایی کورکورانه محسوب میشود. در وجه دوم و اصطلاحی، معادل مفهوم ایزدپنداری (Apotheosis) است که به معنای بزرگداشت یک شخص تا مرتبه قدسی و گوهری والای ابدی است.
در ادبیات عرفانی ایران، این مفهوم به زیبایی تصویر شده است. برای نمونه عطار در منطقالطیر، کبک را مظهر و نماد گوهرپرستی معرفی میکند؛ موجودی که به خاطر دلبستگی به جلوههای ظاهری و گوهرهای کوهستان، توانایی پرواز به سوی حقیقتِ مطلق را از دست میدهد. از این رو، واژه مذکور در تقابل مستقیم با مفاهیمی چون حقپرستی، وارستگی و معنویتگرایی قرار میگیرد.