یعنی چه
تکه ابر به پارهای از ابر یا قطعهای پراکنده از تودهٔ بخار آب متراکم در آسمان اطلاق میشود. این اصطلاح در گفتوگوهای روزمره، ادبیات و علم هواشناسی برای توصیف ابرهای مجزا و غیریکپارچه (مانند آلتوکومولوس) به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «تکّه» (با تشدید کلفتی روی کاف و کسرهٔ اضافه) و «ابر» تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق این عبارت در جدول ۶ حرف دارد. در زبان عربی نیز به تکه ابرهای پراکنده «قزع» یا «کسف» میگویند که در جداول کلمات متقاطع کاربرد دارند.
به انگلیسی
در اصطلاحات عمومی و هواشناسی انگلیسی از کلماتی مثل patch (تکه/لکه) یا fragment (پاره/قطعه) برای توصیف آن استفاده میشود. همچنین واژههای تخصصی مانند Pannus یا Fractus برای ابرهای پارهپاره کاربرد دارند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، این مفهوم با ترکیب کلمات Bulut (ابر) و Parçası (تکه/قطعه) بیان میشود.
به فارسی
واژههای اصیل و ترکیبات هممعنی فارسی برای این عبارت شامل «پارهابر»، «لختهابر» و در متون ادبی «ابرک» هستند.
نماد چیست
در ادبیات و نمادشناسی، تکه ابر کوچک در آسمان صاف معمولاً نشاندهندهٔ حالت گذرا، تغییرات لحظهای و زوال غافلگیرکننده است؛ چرا که با وزش بادی ملایم محو میشود. از سوی دیگر، در هوای داغ و خشک، وجود یک تکه ابر میتواند نماد جرقهٔ امید و نشانهای از آغاز رحمت الهی و بارندگی باشد.
جمعبندی و توضیح کامل تکه ابر
عبارت «تکه ابر» یک ترکیب وصفی و متداول در زبان فارسی است که از دو واژه با ریشههای متفاوت ساخته شده است؛ «تکه» واژهای با ریشه ترکی به معنای پاره و قطعه است و «ابر» واژهای کاملاً اصیل و بازمانده از فارسی میانه و اوستایی است که توده بخار آب در آسمان را توصیف میکند. این ترکیب به صورت مستقل در فرهنگهای لغت قدیمی مدخل خاصی ندارد، اما معنای آن از پیوند این دو واژه کاملاً شفاف و مشخص است.
در فرهنگ اسلامی و قرآن کریم، اگرچه این ترکیب فارسی عیناً وجود ندارد، اما مفهوم آن با واژه «کِسَف» (به معنی پارهها و تکههای ابر) در آیاتی مانند آیه ۴۸ سوره روم آمده است که به تکهتکه شدن ابرها پیش از بارش باران اشاره میکند. در ادبیات فارسی نیز پارهابرها به دلیل تغییر شکل مداوم و محو شدن سریع، صورتی از ناپایداری جهان و احوال انسانی را به تصویر میکشند.
در مسابقات جدول و سرگرمی، پاسخ مستقیم به این گزاره خود کلمه «تکه ابر» با ۶ حرف است، اما بسته به طراح جدول، معادلهای عربی آن مانند «قزع» یا واژههای مترادف فارسی نظیر «پارهابر» نیز میتوانند مد نظر قرار گیرند.