یعنی چه
شرابخواری یک حاصل مصدر مرکب در زبان فارسی است که به عمل نوشیدن مسکرات و مایعات الکلی الستکننده اشاره دارد. این واژه در متون فقهی، حقوقی و همچنین آثار منظوم و منثور ادبیات فارسی با اهداف و تعابیر گوناگونی به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ واژه به صورت [šarāb-xvāri] است که در آن حرف «و» در بخش «خواری» خوانده نمیشود (واو معدوله).
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون میخواری، میگساری و بادهنوشی نیز به عنوان هممعنی کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای تعابیر تندتر یا میگساری مفرط در زبان انگلیسی از واژه Carousing نیز استفاده میشود.
به عربی
در متون حقوقی و فقهی جهان عرب، عبارت شرب خمر به عنوان عنوان مجرمانه یا فقهی این عمل شناخته میشود.
در قرآن
عین واژهٔ «شرابخواری» در قرآن نیامده، اما پدیدهٔ نوشیدن مایعات مستکننده با واژههایی چون «خَمْر» و فعل «شُرب» منعکس شده است. قرآن کریم ابتدا در آیه ۲۱۹ سوره بقره به منافع و مضار آن اشاره کرده و سپس در آیه ۹۰ سوره مائده آن را به طور قطعی صریحاً تحریم نموده و آن را «رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ» (پلیدی از رفتار شیطان) نامیده است.
نماد چیست
این واژه رویکردی دوگانه در فرهنگ ایرانی-اسلامی دارد؛ در بافت عامه، مذهبی و فقهی نماد زوال عقل، دوری از هوشیاری انسانی، بیبندوباری و غفلت است. در مقابل، در زبان نمادین و استعاری ادبیات عرفانی (مانند اشعار حافظ و مولانا)، شراب و شرابخواری نماد بیخودی از مادیات، کشف حقایق غیبی، شور مفرط و سرمستی از عشق الهی (می الست) تلقی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شراب خواری
شرابخواری واژهای مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب «شراب» (عربی، از ریشه شرب) و «خواری» (فارسی، از مصدر خوردن) تشکیل شده است. این اصطلاح در طول تاریخ مکتوب ایران در دو قلمرو کاملاً مجزا یعنی فقه و ادبیات، تعابیر متفاوتی را پذیرفته است. در متون شرعی و قرآنی با واژه خمر پیوند خورده و به دلیل زوال عقل و ایجاد مفسده، ممنوع و حرام اعلام شده است.
از سوی دیگر، شاعران و عارفان بزرگ ایرانی با تغییر کارکرد واقعی این واژه، آن را به استعارهای قدرتمند برای توصیف حالات معنوی بدل کردهاند. در نگاه عرفانی، شرابخواری به معنای رها شدن از قید عقل مصلحتاندیش دنیوی و غرق شدن در معرفت شهودی و عشق به معبود است؛ امری که کاملاً با معنای مادی و فقهی آن تفاوت دارد.