یعنی چه
صخربن الشرید (صخر بن عمرو بن الحارث بن الشرید السلمی) یک اسم علم (نام خاص) برای یکی از شوالیهها و نامداران عرب در دوران جاهلیت است. او برادر شاعرهٔ نامدار عرب، «خنساء» است. از نظر لغوی، این نام ترکیب دو واژه است: «صخر» به معنی تختهسنگ بزرگ و سخت، و «شرید» به معنی راندهشده یا آواره که لقب جد او بوده است.
تلفظ
این عبارت تاریخی به صورت [صَخْـرْ بْـنُ اشْشَـریـد] تلفظ میشود که در زبان عربی همزهٔ وصلِ «البق» حذف شده و ادغام صورت میگیرد.
در جدول
پاسخ دقیق برای این کلمه در جدول، خود واژهٔ «صخربن الشرید» با ۱۱ حرف است. همچنین ممکن است در برخی طراحان جدول، نام خواهر او یعنی «خنساء» یا واژهٔ «صخر» به عنوان پاسخ مد نظر باشد.
به انگلیسی
در متون انگلیسی و مستشرقین، این نام تاریخی به صورتهای فوق لاتیننویسی میشود.
به عربی
در زبان عربی این عبارت یک اسم علم ترکیبی است و به عنوان یکی از سوارکاران بنیسلیم شناخته میشود.
به فارسی
چون این عبارت یک اسم خاص تاریخی است، ترجمهٔ مستقیم به فارسی ندارد؛ اما برگردان تحتاللفظی اجزای آن به معنای «صخر پسر شرید» یا «تختهسنگ فرزند راندهشده» است.
نماد چیست
صخر در ادبیات و فرهنگ عرب نماد برادری مهربان، شجاع و فرزانه است. خنساء در سوگ او مرثیههای بینظیری سروده و او را به کوهی بلند که بر قلهاش آتش هدایت روشن است تشبیه میکند. همچنین داستان بیماری طولانی او، به نمادی برای مقایسهٔ عشق بیپایان مادری در برابر بیوفایی همسری تبدیل شده است.
جمعبندی و توضیح کامل صخربن الشرید
عبارت «صخربن الشرید» برخلاف بسیاری از کلمات لغتنامهای، یک واژه یا اصطلاح معنایی مستقل نیست، بلکه یک نام خاص تاریخی (اسم علم) متعلق به دوران جاهلیت عرب است. او صخر بن عمرو السلمی، برادر محبوب و نامدار خنساء (بزرگترین شاعره مرثیهسرای عرب) است که کشته شدن او در جنگ، مایهٔ خلق شاهکارهای ادبی عظیمی در رثای او شد.
از نظر واژهشناسی، اجزای این نام ریشه در زبان عربی دارند؛ «صخر» به معنای سنگ سخت و بزرگ است که نمادی از صلابت به شمار میرود، و «الشرید» به معنای راندهشده یا آواره، لقب جد بزرگ او بوده است. این نام در قرآن به طور کامل نیامده، اما ریشهٔ صخر در سوره فجر به کار رفته است. در ادبیات کلاسیک، داستان وفاداری مادر صخر در دوران بیماریاش و اشعار سوزناک خنساء، این شخصیت را به یک نماد فرهنگی برجسته بدل کرده است.