معنی
بصر در لغت به معنای نیروی بینایی، قوهٔ دیدن اشکال و رنگها و همچنین خودِ عضو چشم (دیده) است. این واژه در متون ادبی و عرفانی به معنای ادراک، آگاهی و بینش نیز به کار میرود.
یعنی چه
عبارت بصر به توانایی درک محیط از طریق چشم یا فهم عمیق قلبی اشاره دارد؛ به این معنی که فرد علاوه بر دیدن ظاهری، حقیقت یک موضوع را نیز درک کند.
مترادف
این کلمات در متون مختلف میتوانند به جای بصر استفاده شوند و ابعاد ظاهری و باطنی دیدن را پوشش میدهند.
متضاد
کلماتی که مفهوم نبودن توانایی دیدن یا نداشتن آگاهی و بینش را رساند، متضاد این واژه به شمار میروند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد (ب-ص-ر) اشتقاق یافتهاند و مفاهیمی مرتبط با دیدن و آگاهی دارند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ب-ص-ر» گرفته شده است که معنای اصلی آن دیدن، مشاهده کردن، دانستن و آگاه شدن بر امور است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «بصر» به عنوان پاسخ سه حرفی برای راهنماهای «بینایی»، «چشم» یا «حس دیدن» استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور از بصر، حس بینایی باشد یا عضو چشم، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بصر
واژه «بصر» یکی از کلمات کلیدی و پرکاربرد در ادبیات، عرفان و فرهنگ اسلامی است که ریشه در زبان عربی دارد. این کلمه در وهله اول به معنای حس بینایی، توانایی درک نور و رنگها، و همچنین عضو مادی چشم است. در کاربردهای قرآنی و متون اصیل، بصر هم به صورت چشم ظاهری (مانند تعبیر کلمح البصر به معنای چشم بر هم زدن) و هم به صورت نمادی از آگاهی و صفت الهی جلوه میکند.
در نگاه عرفانی و فلسفی، بصر در تقابل با «بصیرت» قرار میگیرد؛ جایی که بصر نماینده دید سطحی و ظاهری جهان مادی است و بصیرت به معنای چشم دل، درک باطنی و روشنبینی عقلانی شناخته میشود. گذر از بصر به بصیرت، در حقیقت سیر و سلوک انسان از ظاهر دنیا به سمت درک حقایق پنهان هستی است.