یعنی چه
کمونیسم شورایی (Council Communism) در دهه ۱۹۲۰ میلادی در آلمان و هلند شکل گرفت. هستهٔ اصلی این تفکر این است که انقلاب و ادارهٔ جامعه پس از سرمایهداری، نباید توسط یک «حزب پیشرو» یا دولت متمرکز و بوروکراتیک انجام شود، بلکه باید بهطور مستقیم توسط خودِ کارگران و از طریق شوراهای کارگری در کارخانهها و محلات مدیریت شود. پیروان این مکتب معتقد بودند که شوروی به جای کمونیسم، به یک سیستم «سرمایهداری دولتی» تبدیل شده است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «کُمونیسم» (Komunism) و «شورایی» (Shorayi) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح تخصصی سوسیالیستی با شمارش دقیق حروف «کمونیسم شورایی» برابر با ۱۳ حرف است. از واژههای جایگزین و نزدیک آن میتوان به شوراگرایی اشاره کرد.
به انگلیسی
اصطلاح بینالمللی این مفهوم در زبان انگلیسی Council Communism است که از ترکیب Council (شورا) و Communism (کمونیسم) ساخته شده است.
به فارسی
اگرچه خود اصطلاح «کمونیسم شورایی» در متون سیاسی فارسی کاملاً جاافتاده و استفاده میشود، اما مفاهیمی مانند «شوراگرایی» و «مارکسیسم آزادیخواه» برگردانهای مفهومی و بومیتر آن در ادبیات چپ محسوب میشوند.
در قرآن
خودِ ترکیب «کمونیسم شورایی» به عنوان یک مکتب سیاسی و مدرن قرن بیستمی، هیچ کاربرد و سابقهای در قرآن ندارد. با این حال، واژهٔ ریشهٔ آن یعنی «شورا» در قرآن کریم به کار رفته است؛ از جمله در آیه ۳۸ سوره شوری: «وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ» (و کارشان در میانشان با مشورت است) و آیه ۱۵۹ سوره آلعمران: «وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ».
نماد چیست
این جریان برخلاف احزاب کلاسیک یا حکومتهای کمونیستی، نماد یا پرچم رسمی و ثابتی ندارد. با این حال، دو جلوه بصری با آن تداعی میشود: اول، ستاره سرخ پنجپر یا داس و چکش خالص (بدون نمادهای دولتی) برای تأکید بر هویت مارکسیستی غیردولتی، و دوم، طرحهای گرافیکی و خطتصویرهای «گِرد آرنتس» (Gerd Arntz) در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ که کارگران سازمانیافته در شوراها را به تصویر میکشید.
جمعبندی و توضیح کامل کمونیسم شورایی
کمونیسم شورایی یک جریان فکری برجسته و ضداقتدارگرا در چارچوب مارکسیسم چپ است که پس از شکست انقلابهای کارگری ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۳ در آلمان و هلند پدید آمد. نظریهپردازان این مکتب با نقد شدید مدل لنینیستی و ساختار بوروکراتیک اتحاد جماهیر شوروی، استدلال میکردند که انقلاب کارگری نباید توسط یک حزب پیشاهنگ هدایت شود، زیرا این امر در نهایت به جای سوسیالیسمِ واقعی به «سرمایهداری دولتی» منجر میشود.
بر اساس این دیدگاه، قدرت سیاسی و اقتصادی باید بهطور مستقیم، بدون واسطه و از پایین به بالا توسط خودِ طبقه کارگر و از طریق «شوراهای کارگری» در کارخانهها، کارگاهها و محلات اداره شود. مفهوم کلیدی در این مکتب، خودمدیریتی کارگران و دموکراسی مستقیم در محل تولید است که مرزبندی مشخصی با بوروکراسی حزبی و اقتدارگرایی دولتی دارد.