یعنی چه
این واژه در زبان فارسی کلاسیک به معنای چرخیدن به سمت عقب، پسنگریستن و همچنین به صورت کنایی به معنای روی برگرداندن (اعراض کردن) و منصرف شدن از ادامه یک مسیر یا کار به کار میرفته است.
تلفظ
این ترکیب از دو جزء «واپَس» (به فتح پ) و «تافْتَن» (با سکون ف و ت) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول بر اساس تعداد حروف، خود واژه «واپس تافتن» با ۹ حرف یا معادلهای آن نظیر «عنان تافتن» است.
به انگلیسی
بسته به متن کاربرد، از اصطلاحات حرکتی مانند تغییر جهت به عقب یا افعال کنایی مربوط به اعراض استفاده میشود.
به عربی
در متون کهن مذهبی و ترجمهها، این واژه اغلب در برابر مفاهیمی چون نکوص (عقبگرد) و اعراض قرار میگیرد.
به فارسی
معادلهای دقیق روان و امروزی این واژه شامل پسراندن، دفع کردن، رد کردن و رویگردانی است. در ادبیات کهن تعابیری چون «عنان تافتن» قرابت معنایی بالایی با آن دارند.
در قرآن
خود این عبارت فارسی در متن قرآن نیست؛ با این حال، در ترجمههای کهن و تفسیرهای اصیل فارسی (مانند تفسیر طبری و سورآبادی) برای تبیین عباراتی نظیر «تنکصون» یا «نکص علی عقبیه» (به عقب بازگشت یا عقبگرد کرد) از ترکیبهای هممعنی مانند واپس رفتن و واپس نگریستن استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل واپس تافتن
واژه «واپس تافتن» یک مصدر مرکب و اصیل در زبان فارسی کلاسیک است که از دو پاره مستقل «واپس» (به معنی عقب و پشت) و «تافتن» (به معنی پیچیدن و گرداندن) شکل گرفته است. این کلمه در وهله اول یک فعل حرکتی فیزیکی به معنای چرخاندن سر یا بدن به سمت عقب و پشت سر نگاه کردن است.
در مرتبه بعدی و با توسعه معنایی در ادبیات فارسی، این واژه کاربردی کنایی و استعاری یافته و به معنای روی برگرداندن، اعراض کردن از یک امر، منصرف شدن و حتی بازگرداندن یا پس زدن چیزی به کار میرود. برای نمونه تعبیر «عنان تافتن» در شعر فارسی، شباهت ساختاری و معنایی عمیقی با این واژه دارد و مفهوم برگشتن از مسیر را تداعی میکند.