یعنی چه
واژهٔ مستحیل در زبان فارسی امروز بیشتر به معنای ناشدنی، غیرممکن و ممتنع به کار میرود. اما در اصطلاحات فلسفی، فقهی و طب قدیم، به معنای دگرگونشده، مبدل و چیزی است که ماهیتش تغییر کرده باشد (مانند فرآیند استحاله).
تلفظ
این واژه با ضمه روی حرف اول (مُ)، سکون روی سین (سْ)، فتح روی تاء (تَ) و کسر روی حاء (حِ) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ «مستحیل» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «ناممکن»، «محال» یا «دگرگونشده» کاربرد دارد و کلمهای ۶ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در معنای رایج از Impossible و در متون تخصصی و فلسفی از Transformed یا Metamorphosed استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در خود زبان عربی نیز دقیقاً به همین صورت و به معنای غیرممکن و غیرقابل انجام به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای رساندن مفهوم محال بودن از واژهٔ İmkânsız و برای اشاره به جنبهٔ تحول یافتهٔ آن از Dönüşmüş استفاده میکنند.
به فارسی
برابرهای اصیل و متداول فارسی برای این واژه شامل «ناشدنی»، «نشدنی»، «دگرگون» و «مبدل» هستند که با توجه به سیاق متن جایگزین میشوند.
نماد چیست
این کلمه نماد تصویری خاصی در فرهنگها ندارد، اما در منطق و فلسفه نماد «امتناع بالذات» یا امری است که وقوعش از نظر عقلی غیرممکن است. همچنین در عرفان میتواند نماد عبور از حدّ خویش و تبدیل شدن به ماهیتی والاتر باشد.
جمعبندی و توضیح کامل مستحیل
واژهٔ «مستحیل» از ریشه عربی «ح-و-ل» و از باب استفعال گرفته شده است. این کلمه در زبان فارسی دو لایه معنایی متمایز دارد؛ لایه نخست و رایجتر آن، اشاره به امور «ناممکن»، «محال» و «ناشدنی» دارد که رخ دادن آنها از نظر عقلی یا عملی غیرقابل تصور است.
لایه دوم که بیشتر در متون کهن، ادبیات فلسفی، فقهی و طب سنتی کاربرد دارد، به معنای «دگرگونشده» و «تغییریافته» است. برای مثال وقتی چیزی دچار استحاله میشود و ماهیت اولیه خود را از دست میدهد (مانند تبدیل شدن چوب به خاکستر)، در این حالت به آن مادهٔ جدید «مستحیل» میگویند. این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده است، اما مفاهیم همسو با آن بارها در قالب عبارات دیگر مطرح شدهاند.