معنی
واژه قصور در زبان فارسی دو کاربرد اصلی دارد: یکی اسم مصدر به معنی کوتاهی، غفلت، سهلانگاری و ناتوانی در انجام کامل وظایف (بیشتر در مصطلح حقوقی و عرفی)، و دیگری اسم جمع عربی به معنی کاخها، عمارات بزرگ و قصرها.
یعنی چه
این کلمه یعنی انسان در انجام دادن وظیفهای که بر عهده داشته، دچار غفلت یا ناتوانی شود، بدون آنکه لزوماً قصد آسیب رساندن یا سوءنیت داشته باشد. در اصطلاح پزشکی و حقوقی نیز به بیمبالاتی غیرعمدی اشاره دارد.
مترادف
در معنای اول با واژههایی چون غفلت و کوتاهی، و در معنای دوم با قصرها ترادف دارد.
متضاد
نقطه مقابل قصور، تلاش همهجانبه، جدیت و انجام دقیق و بینقص وظایف است.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ق ص ر» مشتق شده است. در معنای اول از فعل «قَصَرَ» به معنی کوتاه شدن، محدود شدن و کم آوردن میآید و مصدر است. در معنای دوم، جمع تکسیر کلمه «قَصْر» به معنی عمارت عالی و بلند است.
تلفظ
این کلمه با ضمه روی حرف اول (قُ) تلفظ میشود و در هر دو معنای خود (کوتاهی یا کاخها) ساختار صوتی یکسانی دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه «قصور» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «کوتاهی کردن» یا «کاخها» به کار میرود و دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به متن، معادلهای انگلیسی آن در مباحث حقوقی بیشتر negligence یا default است و در معنای فیزیکی palaces خوانده میشود.
به عربی
در زبان عربی معاصر، برای رساندن مفهوم کوتاهی بیشتر از واژههای «تقصیر» یا «اهمال» استفاده میشود، زیرا خود کلمه «قصور» در عربی بیشتر ذهن را به سمت جمع قصر (کاخها) میبرد؛ هرچند در متون فقهی و حقوقی کاربرد مصدر آن نیز رایج است.
به فارسی
برگردان سره یا معادل روان فارسی آن واژههایی مانند «کوتاهی»، «سرسریکاری» یا «غفلت» است.
جمعبندی و توضیح کامل قصور
واژه «قصور» از جمله کلمات چندوجهی در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد. این کلمه در مکالمات روزمره و همچنین متون حقوقی، پزشکی و اخلاقی کاربرد وسیعی دارد و عمدتاً به معنای کوتاهی غیرعمدی، غفلت و ناتوانی در اجرای درست یک وظیفه به کار میرود. در تفاوت ظریف حقوقی با واژه «تقصیر»، قصور معمولاً ناشی از بیمبالاتی، کمدانشی یا ناتوانی بدون سوءنیت قبلی است، در حالی که تقصیر با نوعی عمد یا بیاحتیاطی شدید همراه است.
از سوی دیگر، این واژه جنبه ساختاری و معنایی دیگری نیز دارد که به عنوان جمع کلمه «قصر» شناخته میشود و به معنای کاخها و عمارات مجلل است. این وجه از معنا به صورت مستقیم در قرآن کریم نیز به کار رفته است؛ برای نمونه در آیاتی از سورههای فرقان و اعراف به ساخت کاخها و قصرهای باشکوه اشاره دارد. بنابراین، شناسایی معنای دقیق آن کاملاً به سیاق متن بستگی دارد.
در مجموع، این واژه در فرهنگ لغات و جداول کلمات، نمادی از محدودیتها و خطاهای انسانی در انجام مسئولیتها از یک سو، و نشانی از سازههای باشکوه مادی از سوی دیگر است. شناخت دقیق ابعاد معنایی آن به درک بهتر متون مدنی، حقوقی و ادبی کمک شایانی میکند.