معنی
در لغتنامههای فارسی، لطیف به هر چیز نرم، نازک، ظریف، نغز، پاکیزه و خوشآهنگ گفته میشود. همچنین در توصیف رفتار انسان به معنای خوشخو، ملایم و مهربان است و در فلسفه قدیم به امور مجرد، غیرمادی و سبک (در مقابل کثیف و مادی) اطلاق میشد.
یعنی چه
واژه لطیف مفهوم مرکزی ترکیبشده از نرمی، ظرافت، دقت و خوشایندی را میرساند. وقتی این صفت برای خداوند به کار میرود، به معنای ذاتی است که به ریزهکاریها و امور پنهان و دقیق جهان داناست و با لطف و مدارا با بندگانش رفتار میکند.
مترادف
این کلمات در شرایط و سیاقهای مختلف ادبی، فلسفی و روزمره میتوانند به جای واژه لطیف قرار گیرند.
متضاد
واژه کثیف در فلسفه قدیم متضاد لطیف و به معنای جسم مادی، ضخیم و کدر بوده است.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی عربی (ل-ط-ف) مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه صفت مشبهه از ریشهٔ عربی «لطف» (ل-ط-ف) است که وارد زبان فارسی شده است. معنای اصلی این ریشه شامل نرمی، دقت، ریزی، مهربانی و نفوذ در امور ناپیدا و ظریف است.
جمله سازی
در جدول
پاسخ متداول برای پرسشهای چهارحرفی جدول با مفهوم نرم، نازک و ظریف، واژه لطیف است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، میتوان از معادلهای انگلیسی فوق برای ترجمه واژه لطیف استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل لطیف
واژه «لطیف» از ریشه عربی لطف گرفته شده و در زبان فارسی کاربردی گسترده و چندبعدی دارد. در معنای عام و روزمره، این کلمه به هر چیز نرم، نازک، شکننده و خوشایندی مانند نسیم سحری، گلبرگ یا باران بهاری اطلاق میشود که حس زیبایی و آرامش را منتقل میکند. در توصیف ویژگیهای انسانی نیز به روحیات حساس، مهربان، ملایم و به دور از خشونت اشاره دارد.
در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی، «اللّطیف» یکی از اسماءالحسنی و نامهای نیکوی خداوند است که ۷ بار در قرآن تکرار شده است. در این بافت، لطیف بودن معنایی عمیقتر از نرمی دارد؛ یعنی خداوندی که علمش به دقیقترین، ریزترین و پنهانترین امور آفرینش نافذ است و با رفق، مدارا و به شکلی ناپیدا، خیر و روزی را به بندگانش میرساند.
در حوزه ادبیات، عرفان و فلسفه قدیم، لطیف در مقابل واژه «کثیف» (به معنی مادی، ضخیم و کدر) قرار میگیرد و نمادی از تجرد، پاکی، و وارستگی روح از بند مادیات است. این کلمه نشاندهنده پیوند میان زیبایی ظاهری و کمال باطنی است.