معنی
دژم در زبان فارسی به عنوان صفت به کار میرود و دارای دو معنای اصلی است: نخست به معنی غمگین، پژمرده و اندوهناک، و دوم به معنی خشمگین، آشفته، غضبناک و بددماغ.
یعنی چه
این واژه به وضعیتی اشاره دارد که در آن فرد به دلیل غصه یا عصبانیت، چهرهای درهمکشیده و دلی آشفته دارد.
مترادف
واژههایی مانند نژند و پژمان نزدیکترین هممعنیها برای بار اندوه آن، و غضبناک برای بار خشم آن هستند.
متضاد
در برابر اندوه و آشفتگی دژم، واژگانی که بر شادی و آرامش دلالت دارند قرار میگیرند.
ریشه
این کلمه ریشه در زبانهای ایرانی باستان و فارسی میانه دارد. پیشوند «دژ-» یا «دش-» به معنای بد، زشت و دشوار است که در واژههایی چون دژخیم و دشمن نیز دیده میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسرهٔ حرف اول (د)، فتحهٔ حرف دوم (ژ) و سکون حرف پایانی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پرسشهایی با عنوان «خشمگین»، «افسرده» یا «اندوهگین قدیمی» با کلمهٔ سه حرفی دژم پاسخ داده میشوند.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، میتوان از صفتهای بیانکننده اندوه یا خشم در انگلیسی استفاده کرد.
به ترکی
در زبان ترکی برای رساندن مفهوم دژم از دو واژه مجزا برای بار غم و بار خشم استفاده میشود.
به فارسی
برگردان ساده و روان این واژه به فارسی امروزی، همان انسان غمگین، دلشکسته یا فرد عصبانی و برافروخته است.
نماد چیست
در ادبیات حماسی و کلاسیک فارسی، بهویژه در شاهنامه فردوسی، این واژه نماد حالت روی و دلِ پهلوانان هنگام رویارویی با مصیبت، غم بزرگ یا خشم درونی شدید است و تعابیری چون «روی دژم» یا «چشم دژم» فراوان به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل دژم
واژهٔ «دژم» یکی از اصیلترین و کهنترین صفتهای زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه دارد. این واژه با پیشوند «دژ-» به معنای زشتی و بدی، نشاندهندهٔ یک حالت روحی یا ظاهری دگرگونشده و ناخوشایند است. ویژگی منحصربهفرد دژم در این است که دو حسِ ظاهراً متفاوتِ «اندوه عمیق» و «خشم برافروخته» را همزمان در خود جای داده است.
در ادبیات کلاسیک ایران، بهویژه در آثار حماسی مانند شاهنامه فردوسی، این کلمه بار تصویری بالایی دارد و بیشتر برای توصیف چهره یا دلِ قهرمانانی به کار میرود که از اتفاقات ناگوار روزگار به فغان آمده، غمگین شده یا از شدت خشم چهره درهم کشیدهاند. این واژه فاقد هرگونه ریشه عربی یا کاربرد قرآنی است و کاملاً بر هویت زبانی ایران باستان استوار است.